۲۳ سنبله ۱۳۵۸ و روز جمعه بود.جمعۀ خونینی که شاهد نبرد شکوهمند و مرگ قهرمانانۀ یکی از بهترین انسانهای این دیار بود. در آن روز جوان تنومند با لبخند امید آفرین همیشگی اش سوار بر بایسکل کهنه ای از دهمزنگ بسوی مرکز شهر می رفت. سگهای هار “خلقی” بخاطر پاسبانی از ولینعمت جدید شان (امین) که در آن روز بر سر تصاحب قلادۀ روسی با پیره سگ کودن ( تره کی) در افتاده بود ، در گوشه و کنار شهر بحالت آماده باش بسر می بردند. یکی از مزدوران جوان بایسکل سوار را شناخت و به او امر توقف داد. چریک قهرمان زیر رگبار گلوله های جلادان در قسمت پل آرتل بشهادت رسید .
این شهید فدائی مردم عزیز “طغیان” بود ، مردی که همه عمرش را با شرافت زیست و هستی اش را پاکبازانه نثار آرمان والایش کرد. عزیز ” طغیان” سال ۱۳۲۸ در ولسوالی لعل و سرجنگل ولایت غور بدنیا آمد ، تحصیلات ابتدایی را در زادگاهش بپایان رسانید و بمنظور ادامۀ تحصیل بکابل آمد. او در دوران مکتب نیز نمونۀ پشتکار و تلاش در آموزش و سرآمد همقطارانش بود.
در کابل با محافل مبارز روشنفکری آشنا شد و در راه مبارزه بخاطر آزادی مردم گام نهاد. سالهای تحصیل در پوهنتون برای عزیز سالهای آشنایی با علوم و آموزش در مکتب مبارزه بود ، او که در رشتۀ تاریخ و جغرافیه تحصیل می کرد با اشتیاق فراوان و قابل تحسین به تحقیق در تاریخ واقعی مبارزات مردم خود پرداخته و همزمان با آن به مبارزات انقلابی اش ادامه داد.
عزیز بعد از فراغت از فاکولته ادبیات در سال ۱۳۵۴ به تدریس در لیسۀ شاه دو شمشیره (ع) پرداخت و صنف و مکتب را نیز به سنگر مبارزه علیه بیداد و ستم زورگویان و زورمندان تبدیل کرد. عزیز “طغیان” در آخر سال ۱۳۵۷ در اثر پیگرد پولیس رژیم مزدور زندگی مخفی اختیار کرد و بمثابۀ یک انقلابی حرفه ای بتلاش خستگی ناپذیر خود در راه آزادی میهن و رهایی مردم از چنگال اهریمنان ادامه داد. او در راه ایجاد سازمان آزادیبخش مردم افغانستان (ساما) در کنار سایر همرزمانش سعی فراوان کرد و بعد از ایجاد “ساما” نیز یکی از فعالترین کادر های آن بشمار می رفت. رسالۀ ” علیه دستور گرایی ” او در زمینه سبک کار تشکیلاتی راهنمای خوبی برای همۀ فعالین و صفوف سازمان بود.
عزیز “طغیان” تجسم زنده ای از روحیۀ خدمت به مردم ، عشق به آزادی و پیکار خستگی ناپذیر در راه آزادی میهن بود. چهرۀ بشاش و روحیۀ مقاوم او در دشوارترین لحظات مبارزه، همراهانش را الهام می بخشید و ایمان به پیروزی نهایی بر دشمنان مردم را در آنها تقویت میکرد ، او با آنکه از طبقات نسبتا ً مرفۀ جامعه برخاسته بود ، بدلیل تربیت در مکتب اندیشه های انسانی ، شرکت فعالانه در پراتیک مبارزۀ انقلابی و آگاهی از قانونمندی عینی تکامل جوامع همیشه به محروم ترین اقشار جامعه می اندیشید و در زندگی روزمره نیز نمونه سادگی و بی پیرایگی بود.
تازه سه ماه از برآورده شدن یکی از آرزوهای انقلابی و شرافتمنداۀ عزیز “طغیان” ، یعنی ایجاد سازمان ما می گذشت که دست خونین جلادان مردم این گل سرخ بوستان پیکار مردم را پرپر کرد. یادش گرامی و سیمای تابناکش الهامبخش همۀ مبارزان راه آزادی است.
زنده باد دلاوری فرزندان راستین مردم! نداى آزادى

