برای یک مشت سبکسر که تازه با حمله حماس به سرزمینی که هفتاد و شش سال قبل از نیای آنها به غارت رفته بود، از خواب زمستانی بیدار شدند، کاملا قناعت بخش بود تا دانش آفاقی و قضاوتهای شان را تلویزیونهای عشرتکدههای غربی بسازد. در حقیقت برای آنها حتی درک زندگی در زندان مزدحمی مانند غزه و در دنیایی از حقارتها و تبعیضات و جیره بندی غدایی ناممکن بود. اما برای آنهای که از تاریخ اطلاع دارند، به رویدادها از دریچۀ دیگری مینگریستند. به این معنی که مقاومت فلسطین در برابر صهیونیزم از هفت آگست سال پار آغاز نشده بود. تاریخ این جنگ از حمله مثلث انگلیس، فرانسه و اجیران اسرائیلی در ۱۹۴۸ آغاز میشد. جنگی که از آن پس موجد واژه جدیدی در فرهنگ سیاسی مردم فلسطین بود و آن «نقبه» یا مانع بود. مانعی که در برابر بازگشت ۵۷۰۰۰۰ فلسطینی توسط یک متجاوز ایجاد شد. این سیاست زمینگرانه همراه با سبعیت فاشیستی به گونه حقارتباری فلسطینیها را از خانه های شان بیرون کشید و راه برگشت آنها را بر آنها بست. از آن بعد نسلهائی در خارج از سرزمین خودی بدنیا آمدند، اما هیچ یک مجال برگشت را نیافت چون دیگر دولت – ملت جدیدی بر بنیاد مذهب مشترک و اندیشۀ توسعه جوییهای صهیونیستی به عنوان اسرائیل در جهان عرض وجود کرده بود. فلسطین دیگر با حیله گریها و توطئه های امپریالیستی و ضد بشری از نقشه جهان محو شد. کشتن و بستن، تجاوز و هتک حرمت و زندان و ویران ساختن خانه فلسطینی روی سر فرزندانش به یک نورم در پس دیوارهای حایل بین جهنم فلسطین و بهشت صهیونیزم مبدل گردید.
بلی، عمر حماس کمتر از آنست که در این شب و روز داعیه آزادیخواهی فلسطین را فقط به او نسبت میدهند. در واقع حماس هم از لحاظ مادی و هم از لحاظ واکنشی در برابر ظلم و تجاوز از محصولات صهیونیزم یهودیت است. هرگاه حماس پنجهزار راکت به آنسوی سیمهای خاردار را شلیک کرد، آیا اسرائیل میتواند گفت چند نفر تا کنون در اثر اصابت آن راکتها جان داده است؟ واقعیتها چیز دیگری ست که هم حماس و هم رژیم ناتنیاهو کاملا از آن اطلاع دارند. و آن مطلقاً بی اثر بودن راکتهای حماس بود که برای جندی بر فضای اسرائیل نمودار میشد و «گنبد آهنین» ساخته دست «عموسام» بر آسمان مراکز پرتاب راکتهای اتمی اسرائیل همه را بلا استثنا خنثی میکرد. اما در عوض تعداد بمهایی که صهیونیستها در طول یک هفته روی سر مردمان بیدفاع غزه ریختند، از مجموع بمهایی که در طول یکسال یانکیها بر سر ساکنان قرا و دهات افغانستان کوبیدند، بیشتربود. بیاد داریم که «عموسام» و وزیر خارجه صهیونیست آن حتی از ویران شدن یکی از بیمارستانهای عزه توسط اصابت راکت و کشتن صدها تن بیمار، زخمی، نوزاد، کودک، زن و مرد پناهنده، پرستارها و دوکتوران زیر این عنوان که راکت متعلق به گروهی از تروریستان داخل غزه بود انکار کرد؟ اما دیری نگذشت که همان بیمارستان یکبار دیگر مورد اصابت آتش بمهای نیروی نظامی اسرائیل واقع شد و به گفتۀ شاهدان جهنم کاملی در آنجا برپا بود. بیمارستانی که ادعا کردند ته کاوی آن پایگاه نظامی حماس بود، زیرا در آن «چوشک» نوزادی را بالای یک طاقچه پیدا کردند. در واقع حمله «هفت اکتوبر» حماس به آنسوی سیمهای خاردار در قدم نخست متوجه قرارگاههای نظامی صهیونیستان بود و این در حالی ست که بر طبق قوانین بین المللی حمله به قرارگاه دشمن به هیچ وجه «دفاع از خود» محسوب نمیشود. قرارگاههای نظامی در همه جا ماشینهای جنگی هستند و حمله به آنها با موازین بین المللی برابر است. و هدف از گروگان گیریهای حماس معاوضه آنها با بیش از ۵۰۰۰ فلسطینی بود که هم اکنون در زندانهای اسرائیلی بدون محاکمه بسر میبرند. حماس در نخستین روزهای جنگ حتی بدون درخواست معاوضه، سه چهار تن گروگان را با عزت و اکرام به خانه های شان فرستاد، مصاحبه های این گروگانها بعدها نشان داد که در تمام طول مدت اسارت آنها، یعنی حتی زمانی که اسرائیل شب و روز و بمهای کور خود را بر مردم غزه میبارید، با آنها برخورد انسانی صورت میگرفت. اما ناتنیاهو در برابر سوال اینکه بمبارانهای بی هدف او بر غزه جان گروگانها را با خطر مواجه میکند، تا کنون سکوت مرگ اختیار کرده است و مصمم است فلسطینیهای گرسنه و آواره را حتی در مرز مصر هم شده به قتل برساند و غزه را برای تعمیل اهداف رژیم خالی از سکنه کند. این فقط بخشی کوچک از داستان سبع خوییهای دولت تبهکاری ست که «غرب وحشی» ۷۵ سال قبل سنگ تهداب آن را در شرق میانه گذاشت.


کمیته فرهنگی «جما»
