فیق سیداحمد دهزاد شاعر کمونیست و از «شعلهای»های معروف و باعزم افغانستان بود که با کار و فعالیت خستگیناپذیر و الهامبخش خود صفحات تاریخ مبارزات انقلابی مردم ما را رنگینتر ساخت. او برای برپایی جامعه بدون طبقه با شعر و تفنگ به جنگ استثمارگران رفت و سرانجام بدست رژیم میهنفروش خلق-پرچم تیرباران گشت.
رفیق دهزاد در سال ۱۳۱۸ در قریه میانشهر ورسج ولسوالی فرخار تخار متولد شد. تعلمیات ابتدایی را در مدارس دینی محل آموخت. وی که در یک خانواده پیشهور روستایی محروم از ابتداییترین امکاناتِ زندگی به دنیا آمده بود، مفهوم واقعی فقر و بینوایی طبقات محکوم جامعه را درک میکرد. ظلم و ستم فیودالها و رژیمهای مستبد وقت بر تودهها، بر طبع حساس وی تاثیر عمیق گذاشت. رفیق دهزاد برای رهایی طبقات استثمارشده از محرومیتهای استخوانسوز به علم مارکسیزم روی آورده با جدیترین شخصیتهای جنبش انقلابی کشور تماس برقرار نمود. او در پرتو مارکسیزم و مبارزه عملی، به ضرورت و امکان انقلاب سوسیالیستی در افغانستان زیر تازیانه رژیمهای خودکامه، پی برده و تلاش برای ایجاد دگرگونی بنیادی در زندگی مردم از مسیر انقلاب دموکراتیک نوین را هدف زندگیاش تعیین کرد.
دهزاد مثل شاعران پرخروش انقلابی جهان، نه تنها با سرودن اشعار انقلابی روح و روان تکیده و زخمی تودهها را از عشق و امید و پیروزی سرشار میساخت، بلکه در میدان عمل نیز جهت ارتقای آگاهی و سازماندهی دهقانان هیچ فرصتی را از دست نداده و یافتن راههای مختلف ایجاد رابطه و درآمیختن با دهقانان مشغله همیشهگی ذهناش بود. اشعار او انعکاسدهنده رنجها و امیدهای سرکوب شدهی هزاران ساله دهقانان و کارگران بود که آنان را به شورش و ایستادگی علیه استثمار دعوت میکرد.
رفیق دهزاد برعلاوه آموزش دهقانان، در باره ماهیت ضدمردمی و میهنفروشانه خلق-پرچم و بنیادگرایانِ دشمن علم و ترقی نیز به آنان آگاهی میداد. او علم را اسلحهی سرنوشتساز در دستان پرتوان رنجبران دانسته و بدون آن موفقیت در رسیدن به اهداف و آرمانهای طبقات محکوم را دشوار میدید، لذا بخاطر مبارزه با جهل و خرافات و ترویج دانش موفق شد مکتبی را در روستایش تاسیس نماید که با مخالفتهای شدید زمینداران مواجه گشت.
تهدید، خرابکاری و مانعتراشیهای ملاکان نه تنها اراده پولادینش در اشاعه علم را شکسته نتوانست بلکه با درک اهمیت کار بین زنان ستمدیده، مکتب دخترانهای را ایجاد کرد که در آن وقت تابوشکنی نادر محسوب میشد.
رفیق دهزاد با کار انقلابی در دل دهقانان جا گرفته و بر منافع طبقاتی ملاکان ضربهی کاری وارد آورده بود، به همین خاطر دشمن درجه یک فیودالها و عمال دولتی به شمار میرفت که با توطئهای آنان در سالهای قبل از کودتای ننگین هفتثور در زندان افکنده شد. و در زندان بود که سرود:
بجرم عشق مردم كردهاند زنجیر و زندانم
بجرم اینكه آزاد است، بیدار است وجدانم
بجرم اینكه دایم در صف مزدور و دهقانم
بجرم اینكه انسان هستم و دركار انسانم
چنین مجرم نباشد درخور بخشایش سركار
كه دارد آتشین قلب و سر پرشور، دل بیدار
با رویکار آمدن کودتاگران مزدور روسی، شرایط زندگی و فعالیت انقلابیون دشوارتر گردید و نام سید احمد دهزاد در لیست سیاه میهنفروشان خلقی-پرچمی در شمال کشور جا گرفت. رفیق دهزاد در سال اول حاکمیت جلادان هفتثوری (۱۳۵۷) دستگیر و مثل هزاران پیکارجوی انقلابی دیگر بعد از شکنجههای دهشتناک جسمی و روحی، در کشتارگاه پلچرخی زندهبهگور و یا تیرباران شد. تاریخ دقیق شهادت رفیق و محل آرامگاهش نامعلوم است.
نمونه اشعار رفیق دهزاد:
از خون خلق باده به ساغر نمیكنم
خود را ز پول رشوه توانگر نمیكنم
ملاكوار هستی دهقان نمیخورم
رنگین كفم بخون برادر نمیكنم
دیدم هزار فتنه پس پرده سیاه
هیچ اعتنا به پرده و چادر نمیكنم
با حرفهای تند و پر از طمطراق تو
خود را من ای وكیل دیگر خر نمیكنم
جز بازوی دلاور نانآفرین خویش
تكیه به هیچ قدرت دیگر نمیكنم
دهزاد در زمانة صد چشم پر ز اشك
تعریف چشم و ابروی دلبر نمیكنم
…..
در پاسخ به نامهی همرزم شاعرش:
بدورانیكه عدل و دار پایمال ستمكار است
حقیقت را بزنجیر میكشد در كنج زندانی
چه معنی دارد آزادی با آن زحمتكش محروم
شرافت را فروشد در بهای یك لب نانی
مخور غصه رفیق شاعر رزمنده سرشورم
شب سرد سیاه را در پی است صبح درخشانی
من اندر نامة اعمال دهقانی چنین خواندم
كه از بطن كهن دوران جهد یك تازه دورانی
زمان میآورد دهزاد فرمان رهایی را
گر ایمان داری بر اندیشه والای انسانی
یادداشت: اشعار و گوشههایی از زندگی رفیق دهزاد از مجله «پیام زن»، شماره مسلسل ۵۷-۵۸، (ثور ۱۳۸۲- می ۲۰۰۲) اقتباس گردیده است.

