جبهه مردم افغانستان
(جما)
د افغانستان ولس جبهه
Afghanistan people’s front

خشم دیوانه واروویرانگر ترامپ

کانال فلش امریریک میگوید قصد سرگرمی خوانندگان و نشر  اخبار تکراری و خواب اور را ندارد.مستقیم و بی پرده به مسایل تکان دهنده و درداور پرداخته و دست به نقاطی میگذارد که درد اوراست و خواب زدگان را بیدار میکند.امروز یک شوک سیاسی بزرگ دیوار های کنگره امریکا را به لرزه در اورد.او به ترامپ نه گفت و بهای سنگینی پرداخت.توماس مسی یک نماینده جمهوریخواه در گرماگرم بحران رابطه  ایران و امریکا بخود جرأت سرپیچی از ترامپ را داد که در نتیجه ان در ملأ عام لگدمال گردید،رفتاریکه تخطی از قوانین زرین قدرت انهم از نوع MAGA ترامپیسم شناخته میشود.خاموش باش،پیروی کن وگرنه دور انداخته میشوی.این اظهارات یک سناریوی خیالی و دور از واقعیت نیست بلکه واقعیت امریکای ۲۰۲۵ است جایی که دران وفاداری به رییس ارزش بیشتر از قانون اساسی امریکا دارد.برای ورود به متن این افتضاح یاد اوری میکنیم که خبر های ما کوبنده و محکوم کننده است.ما چهره سیاست امریکا را از زاویه دیگری مینگریم.نکته اول اینکه یکطرف صدای بمبهای سنگر شکن امریکاست که ایران را میلرزاند اما اینطرف صدای گیج کننده پرتاب موشک سیاسی است که بر توماس مسی نماینده جمهوریخواه فرود می اید.در امریکای ۲۰۲۵ زیر سوال بردن تصامیم ترامپ مانند اب دهان انداختن است بر پرچم ستاره نشان.اینکار به هیچوجه پذیرفتنی نیست.

دقیقا این همان کاریست که مسی انجام داد.این نماینده جمهوریخواه ایالت کنتاکی  هنوز فکر میکند قانون اساسی بیشتر از زینت یک غرفه موزیم ارزش دارد .دونالد ترامپ با یک لحن خشمناک و اتشین برخاسته از قدرت رییس جمهور فرمان حمله نظامی به ایران را صادر نمود اینکار را بدون مشوره با کنگره ،بدون مذاکره با دیگران و حتی بدون فرستادن یک پیامک به دیگر هم پیمانان صورت گرفت.این فرمان رییس جمهور است،امریکا بمباران میکند و دنیا تماشا.توماس مسی که یک نماینده ازاد منش با صراحت کلام است گفت قبل از بمباران انطرف کره زمین اتخاد یک تصمیم باید از کنگره امریکا بگذرد و توسط پارلمان تصویب گردد،روش جمهوریت اینچنین است.او شهامت طرح این سوال را از خود نشان داد که خشم ترامپ را چون صاعقه ای در پی داشت.او گفت :«چگونه میتوان یک کشور مستقل را مورد بمباران قرار داد بدون مشوره و تصویب کانگره؟»سوال همان و فرود امدن خشم ترامپ همان.در یک فضای ترامپی زیر سوال بردن تصمیم فرمانده کل قوای نظامی امریکا مانند اینست که کسی هنگام اغاز سرود ملی از جایش بلند نشود.وقتی رییس سخن میگوید باید در صف قرار گرفت و خاموش بود و کف زد.

همین.با این سوال مسی زیر موشکهای سیاسی ترامپ قرار گرفت نه موشکهای ایرانی.پیام تند و اتشین ریاست جمهوری همراه با نفرت ویژه ترامپی.مسی یک درد سر سیاسی تمام عیار برای حزب ماست.وقتی امریکا تصمیم به حمله نظامی می گیرد باید از قوماندان اعلی حمایت کرد نه از ملا های ایرانی.تو در فرمان من شک داری؟برو بیرون.در دنیای دیگری شاید مسی برای شهامتش مورد تحسین قرار میگرفت.همینطور برای وفاداری به پرنسیبهای قانون اساسی .در حالیکه همه ایستاده اند و کف میزنند یک نفر انگشت انتقاد بالا برده است.اما در امریکای ترامپی این یک خیانت است.این یک خیانت،یک توهین و یک اعلان جنگ است نه ضد ایران بلکه ضد وفاداری به سیستم Made in Tramp. از همه طنزامیز تر اینکه توماس مسی نه یک چپی است و نه یک هوادار مسالمت امیز گیتار نواز در وسط پارک عمومی.او یک جمهوریخواه خالص است در صف محافظه کاران و اماتوران ازادی فردی وفادار به قانون اساسی و بیرق امریکا.بدبختی اش اینبود که تصور میکرد که پرنسیبها بیشتر از یک شخص اهمیت دارد.اقای مسی!تو باید میدانستی که در زیر پرچم ماگا کسی دنبال قانون اساسی نمیرود بلکه در پی رییس حرکت میکند.نکته دوم وفاداری به کیش ترامپ یا پیروی کن یا برو بیرون.بلی در یک دیموکراسی عادی چنین است.اول استدلال می کنی بعد رای میدهد.اما در جمهوریت ترامپیستان ۲۰۲۵ باید از یک قاعده زرین پیروی نمود ان اینکه وفاداری قابل بحث نیست.باید انرا نمایش داد.نه وفاداری به قانون اساسی ،نه به رای دهندگان و نه به کشور هیچکدام به وفاداری به رییس جمهور نمیرسد.نخیر.وفاداری به رییس جمهور،به شخص ،به اسطوره و به شخص دونالد ترامپ بر همه برتری دارد.میتوانید جمهوریخواه باشید،ازادیخواه باشید ،وطنپرست باشید و یا محافظه کار و مذهبی باشید همه اینها باشید کافی نیست.اگر تصمیم ترامپ را زیر سوال برید حتی بصورت مؤدبانه بیرق در یک دست و قانون اساسی در دست دیگر شما از نظر سیاسی مرده حساب میشوید.مسی در زیر اتشبار خشم ترامپ گویی جزغاله شده بود.ان بیچاره مرد هنوز فکر میکرد که نظام امریکا با کنتول و اوپوزیسیون کار میکند.چه خطای بزرگی.چون در منظومه ماگای ترامپی فقط یک افتاب در مرکز قرار دارد بقیه همه سیارات بدور ان می چرخد.در ریتوریک ترامپی یک نماینده جمهوریخواه اگر جرآت کند و بگویدقبل از بمباران یک کشور تصامیم باید از کنگره بگذرداو نه یک رفیق بلکه یک خاین است.یا یک منحرف و یک جاسوس ایران که در لباس نماینده کنتاکی پنهان شده است.اینجا نه سیاست بلکه وفاداری به مرد قدرتمند مهم است.ترامپ از کسی نظر نمیخواهد بلکه تایید و کف زدن میخواهد.نه مخالفت.حتی خم بر ابرو اوردن مشکوک است.مسی با پرسیدن این سوال مصوونیت کامل ترامپیسم را زیر سوال برده است.این خشم صاعقه وار و سریعتز از یوروش اف بی آی فرود امد.اکنون شعار اینست اطاعت کن یا گم شو.نه بحثی وجود دارد و نه اختلاف نظری ولو به نفع کشور.میدانید؟این شیوه کارکرد خوبی دارد.اکثریت نمایندگان جمهوریخواه میترسند به سرنوشت مسی گرفتار شوند.یا بدتر ازان.ترامپ هرچه مبالغه کند و از چوکات بیرون رود همه خاموشی اختیار میکنند.حتی وقتی حمله بر ایران عرق سردی بر انها می اورد.بزرگترین جنایت درین کشور راه اندازی یک حمله بدون مجوز نیست.نکته سوم شیسم بزرگ جمهوریخواهان :ماگا در برابر همه.در گذشته نه چندان دور حزب جمهوری خواه میدان افکار مختلف بود.بحثهای تندو گاهی توافقهای دردناک اما امروز یک حزب نیست بلکه یک کلیساست که فقط یک پدر روحانی دارد بنام دونالد جی ترامپ رییس جمهور امریکا و پیامبر ما گا محافظ دگمها و توزیع کننده رسمی رحمت الهی و یا راندن افراد دیگر ازین بارگاه.واقعه مسی یک نمونه ان.این فقط یک اختلاف نظر نه بلکه یک گمراهی و انحراف به حساب می اید.در تیوری ماگا شک کردن نشان هوشمندی نیست بلکه یک مصداق خیانت است.اکنون درین حزب بزرگ کهنه چه میگذرد؟ما شاهد اختلافات هرچه مشهود تر و خشن تریم.یکطرف معتقدین واقعی اند که در یک صف مستقیم بدنبال ترامپ روان اند که کلمات او را مانند ایات انجیل تکرار میکنند و کف میزنند ولو هرقدر بی معنی باشند.کسی سوال نمیکند.

کف میزند و رای میدهد.همه واکنش شرطی شده پاولوفی نشان میدهند.دسته دیگر عده از سناتوران و نمایندگان معترض اندکه هنوز معتقد اند قانون اساسی و نهاد های جمهوری به درد میخورند.اشخاص مانند مسی و حتی قدیمی هایی مانند میترامنی وجود دارند که هنوز به پناهگاه های زیر زمینی پناه نبرده اند.اعتراض دارند اما به نرمی مثلا میگویند تصمیم بمباران یک کشور بهتر است از تصویب کانگره بگذرد.کسانیکه سابق محافظان قانون اساسی نام گرفته بودند همه دشمنان داخلی تلقی میشوند.محاکمه لازم نیست فقی یک دستور ترامپ کافیست که همه را به کاربن بدل سازد.حزب جمهوریخواه در یک دوره دگرگونی قرار دارد.نه بعنوان یک حزب کلاسیک بلکه گرد امدن همه بدور ترامپ.ایده ها وسایل یدکی شمرده میشوند،پرنسیبها اختیاری اما وفاداری اجباریست.مانند یک فیلم وسترن که ترامپ و همه همدستانش با چکمه های واکس زده ،شاپو های قرمز کشیده تا نوک بینی همراه با کت و شلوار شیک کراوات بسته اماده صف زده بر هرچه می جنبد شلیک کنند.در صف مقابل چند کاوبای پراگنده و منزوی مانند مسی که گویی هنوز به ارزشهای خود وفادارند اما تنها در بیابان رها شده اند.این یک بحران گذرا نیست بلکه یک گسست ساختاری را نشان میدهد با یک شگاف تاریخی که جمهوریخواه بودن را از نو بازتعریف مینمایند.در حال کنونی هر مخالف با ترامپ را به مجسمه ای بدل بدل ساخته است که از بیخ کنده شده باشد.بطور خاموشانه جابجا میشوند. نکته چهارم   مخالفت ممنوع:مخالفین همه به قبرستان سیاسی ترامپ فرستاده میشوند.در امریکای ۲۰۲۵ ترامپی دو نوع جمهوریخواه وجود دارد انهاییکه اطاعت می کنند و انهاییکه ناپدید میشوند.حدس بزنید مسی در کدام کتگوری قرار می گیرد.همه مخالفان سرنوشت شان به گورستان سیاسی ماگا تعلق دارد.از لحظه ایکه مسی حمله به ایران را مورد اعتراض قرار داد دیگر یک نماینده حساب نمیشود یک مرده ایست که راه میرود.ضد عفونی گردیده تا دیگران را مبتلا نکند.در دهلیز های کنگره همتایانش راه خود را ازو چپ میکنند.حتی ماشین های توزیع اتوماتیک کافی هم حاضر نیستند به او کافی اکسپرسو بدهند.جرمش اینست که کلمات ناروا بر زبان رانده است ولو به قانون اساسی احترام قایل باشد.مجازات فقط با تحقیر متوقف نمیشود.در سیستم ترامپی فقط به انزوای شخص اکتفا نمیگردد بلکه به سرعت جایش را کسی دیگر می گیرد.در انتخابات مقدماتی اینده هم راه بر مخالفان بسته است بجای شان سرباز های جوان اموزش دیده و فرمان بردار می ایند.اینها بیانیه های رسمی را خوب قراءت می کنند.سوال مزاحم هم نمیپرسند.در حزب جمهوریخواه کنونی استقلال فکری یک بیماری ساری محسوب میشود.یگانه راه زنده ماندن تکرار دستورات حزب است ولو خود انرا نفهمند.مهم نیست اظهارات صبح تان با سخنان شب تان تناقض داشته باشد.تفاوتی نمی کند.شهامت مدرن چیز دیگریست که مسی انرا بازی نکرد.بلکه هنوز بازی گذشته را تکرار میکند.قانون درجه اول اینست که که هنگام سخنرانی ترامپ مغز ها بیدار باش دریافت می کنند.مورد مسی اعلان یک استراتژی جدید بود.همه باید بدانند انچه بر سر مسی امد میتواند بر سر همه بیاید.این شیوه مافیاییست با کت و شلوار و کراوات لوکس.بسیاری نمایندگانی که چون مسی می اندیشند سکوت اختیار نموده اند.محتاط اند زیرا یک کلمه خارج از چوکات گفتن موجب رانده شدن از بارگاه ماگا میشود.

اکنون اختلاف کردن به قیمت کارنامه شخص تمام میشود.دوران جمهوریت اطاعت و وفاداریست.نظر مسی فقط یک اختلاف فکری میان دو نماینده نیست بلکه چراغ سرخیست که در فضای کاپیتول روشن شده است.عتاب رییس جمهور به مسی مانند یک جاروبیست که هر مخالفی را از سر راه پاک میکند.مسی با عینک های یک حقوقدان و ژستهای قانونمدارانه میخواست نقش یک معلم سر کلاس را بازی کند.اما نتیجه اش تحقیر در ملا عام و تهدید حذف کاندیداتوری مجدد بود همراه با انزوای کامل.او این درد سر ها را برای یاد اوری جدایی قوای سه گانه میکشد.سرنوشت او قواعد جدید بازی برای همه را اعلان نمود بطور ساده و پوست کنده که اگر صد در صد طرفدار ترامپ نباشی دو صد در صد مخالف اویی.حد وسط وجود ندارد باید هرکس صف خود را مشخص نماید.یا در صف ترامپ قرار می گیری یا لگد میخوری و دور انداخته میشوی.حالا وضع دیموکراسی چه میشود؟دیموکراسی کوچک میشود ،به لرزه می افتد و از رمق می افتد.اختیارات مختلف همه به تدریج در دست یک شخص می افتد.دونالد ترامپ رییس کل حزب جمهوریخواه و فرمانده کل قوا داوری وفاداری را خود تعیین میکند.ایا این دیموکراسیست؟میتوان بر ۳۰۰ میلیون جاندار فقط با تهدید حکومت کرد؟فقط از رییس باید اطاعت کرد یا از پرنسیبها ولو هزینه سنگین داشته باشد.ایا مسی یک خاین است یا اخرین مقاومتگر؟

نوشته از : هیأت تحریر 02 جولای 2025 دراجتماعیاستراتیژی امریکابین المللیسیاسی ، امنیتیطنز و هنر سیاسی نظری بدهید