تاریخ: ۲۷ جولای ۲۰۲۵
منبع: مدرن دیپلماسی
——————————
درگیریهای جاری میان روسیه–اوکراین و اسرائیل–فلسطین نشان میدهد که تطبیق تحریمها از سوی کشورهای مختلف و سازمانهای بینالمللی با تفاوتهای قابل توجهی همراه است. این دو درگیری از لحاظ مدت زمان، شدت بحران و انگیزههای منافع سیاسی تفاوت دارند، اما هر دو اثرات دومینویی گستردهای را بهویژه بر مردم ملکی بهجا گذاشتهاند.
هر دو منازعه منجر به کشته شدن بیش از ده هزار غیرنظامی شدهاند. دفتر حقوق بشر سازمان ملل (OHCHR) تأیید کرده است که از سال ۲۰۲۲ تا کنون بیش از ۳۰ هزار غیرنظامی در اوکراین کشته و زخمی شدهاند. در حالی که وزارت صحت غزه تا تاریخ ۲۰ جولای ۲۰۲۵ از بیش از ۵۸ هزار کشته در غزه گزارش داده است.
هر دو بحران انسانی، شامل خشونت، آزار جنسی، تخریب زیرساختهای حیاتی و کوچ اجباری جمعی، مستقیماً قوانین کنوانسیون ژنو ۱۹۴۹ و پروتکلهای الحاقی آن را نقض کردهاند. این کنوانسیون حمله به شفاخانهها، مکاتب، عبادتگاهها، غیرنظامیان، شکنجه اسرای جنگی و کاربرد سلاحهای کیمیاوی یا بیولوژیک را ممنوع میسازد.
با وجود نقض مشابه این اصول از سوی روسیه و اسرائیل، الگوی تحریمها علیه این دو کشور بسیار متفاوت بوده است. این پرسش را ایجاد میکند که: آیا این تبعیض ریشه در دین دارد؟
-تطبیق تحریمها: تضاد فاحش
اتحادیه اروپا در می ۲۰۲۲ واردات نفت خام روسیه را ممنوع کرد و مسیرهای حملونقل دریایی آن را بست. در مارچ همان سال، ایالات متحده از طریق فرمان اجرایی، بیشتر واردات انرژی روسیه را متوقف کرد و داراییهای بانکها و شرکتهای انرژی روسیه را مسدود ساخت. در مقابل، تحریم های اعمالشده علیه اسرائیل بسیار محدود بودهاند؛ از جمله توقف صادرات قطعات جنگنده اف-۳۵ از سوی هالند در فبروری ۲۰۲۴ و لغو قراردادهای مهمات از سوی اسپانیا در اپریل ۲۰۲۵.
اما ایالات متحده در آگست ۲۰۲۴ با بسته فروش سلاح به ارزش ۲۰ میلیارد دالر به اسرائیل موافقت کرد. این تفاوت آشکار بارها به عنوان تبعیض دوگانه در تطبیق تحریمها مورد نقد قرار گرفته است.
-قطعنامه های ملل متحد و تفاوت در تطبیق
مجمع عمومی سازمان ملل در مارچ ۲۰۲۲ قطعنامه ES-11/1 را برای خروج کامل نیروهای روسی تصویب کرد که با قطعنامه دیگری (ES-11/6) در فبروری ۲۰۲۳ دنبال شد. برای غزه، قطعنامه ES-10/25 در دسامبر ۲۰۲۴ و قطعنامه ۲۷۲۰ شورای امنیت خواهان آتشبس و ایجاد دالانهای بشردوستانه شدند، اما فشار برای تطبیق این قطعنامهها علیه اسرائیل بسیار کمتر از فشارهایی بود که بر روسیه وارد شد.
در عمل، به طور متوسط روزانه تنها ۱۴۶ موتر کمکرسانی وارد غزه شدهاند، در حالی که ارزیابی آمریکا نشان میدهد حداقل ۶۰۰ موتر در روز لازم است تا از گرسنگی گسترده جلوگیری شود. آمار اخیر OCHA نشان میدهد که کاروانهای کمکرسانی همچنان با تأخیر، آتشباری و محدودیت مواجه هستند – گاهی حتا به ۲۹ موتر در روز کاهش یافتهاند.
در مقابل، مسیرهای صادرات غله اوکراین تا خروج یکجانبه روسیه از دهلیز بحیره سیاه باز باقی ماند. حتی پس از آن، اتحادیه اروپا دهلیزهای همبستگی ایجاد کرد تا صادرات غله اوکراین تداوم یابد.
-علل تبعیض: منافع استراتژیک یا دین؟
کشورهای عضو اتحاد غرب و متحدان اروپایی آن، رفتاری دوگانه در قبال این دو منازعه اتخاذ کردهاند. برخی تحلیلگران معتقدند این ناشی از تلقی اوکراین به عنوان سنگر غرب علیه روسیه و نگاه به اسرائیل به عنوان متحد راهبردی در خاورمیانه است.
این پیوند باعث شده تا اوکراین از حمایت مالی و نظامی گسترده برخوردار شود و تحریمهای چندجانبهای علیه روسیه وضع گردد. در مقابل، اسرائیل از دریافت میلیاردها دالر کمک نظامی بهره برده و از تحریمهای جمعی فرار کرده است، علیرغم تکرار اتهامات نقض حقوق بشر علیه آن کشور.
برخی این تفاوت را ناشی از سلسلهمراتب قربانیان میدانند؛ یعنی رنج اروپاییها در رسانهها و نهادهای غربی یک تراژدی فوقالعاده تلقی میشود، در حالی که رنج اعراب بهعنوان بخشی از واقعیت روزمره جنگ دیده میشود.
-نقش دین و اسلامهراسی
دین اسلام بارها از سوی سیاستهای خارجی غرب مورد برچسبزنی منفی قرار گرفته است. حمله حماس در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ که به کشته شدن حدود ۱۲۰۰ اسرائیلی انجامید، به نقطه تمرکز رسانههای غربی بدل شد، اما سابقه اشغالگری اسرائیل از سال ۱۹۴۸ را نادیده گرفت.
این روایت نشان میدهد که اسلامهراسی و نژادپرستی دینی در تعیین مشروعیت دفاع از خود تأثیرگذار است. در مقابل، اظهارات رئیس کمیسیون اروپا، اورزولا فن در لاین در ۲۷ فبروری ۲۰۲۲ که گفت «آنها یکی از ما هستند و ما آنها را میخواهیم»، نشان از درک اوکراین بهعنوان بخشی از خانواده مسیحی–اروپایی دارد.
مطالعه مایاله و همکاران (۲۰۲۴) این الگو را سلسلهمراتب قربانیان مینامد: قربانیان اروپایی–مسیحی با همدردی بیشتر مواجهاند، قربانیان عرب/مسلمان خیر. این استعمارگری مسیحی زمینهساز همدردی انتخابی و تحریمهای دوگانه شده است؛ بهگونهای که روسیه با تحریم کامل انرژی مواجه شد، ولی اسرائیل از چنین تحریمی گریخت.
-تقاطع منافع و تبعیض سیستماتیک
با تحلیل تقاطعی، میتوان دید که این تبعیض صرفاً حاصل تعصب اخلاقی نیست، بلکه تقاطع هویت دینی–نژادی، منافع نظامی–اقتصادی، زیرساختهای حقوقی–بینالمللی و تولیدات رسانهای–دیجیتالی آن را شکل داده است.
دین، عنصر اساسی است؛ اما تنها عامل نیست. تبعیض زمانی شکل میگیرد که دین با نژاد اروپایی، منافع اقتصادی–نظامی (مانند انرژی و تسلیحات)، رژیمهای تجاری–فناورانه و الگوریتمهای پلتفرمهای دیجیتال تقاطع مییابد.
اگر تحلیل را تنها به «غرب بهدلیل مسیحیت متعصب است» محدود کنیم، نخواهیم دید که این تعصب از طریق ابزارهای مشخص مانند رژیمهای تحریم، ویزه های بشردوستانه، نظارت محتوا، و برچسبگذاری گروهها به عنوان «تروریست» نهادینه میشود.
-نتیجهگیری
تبعیض دوگانه نتیجه تقاطع چهار لایه قدرت است:
۱. هویت فرهنگی–دینی
۲. منافع استراتژیک–اقتصادی–نظامی
۳. سیاست و حقوق بینالملل
۴. گفتمان رسانهای–دیجیتالی
در این تقاطع است که هویت اروپایی–سفید–مسیحی اوکراین بهعنوان بخشی از خانواده غربی همدردی، مشروعیت حقوقی و چتر حمایتی دریافت میکند. در مقابل، هویت عربی/اسلامی فلسطین با منافع غرب در خاورمیانه تلاقی کرده و الگوی رفتاری کاملاً متفاوتی را رقم میزند.

