گذشته از حلوفصل ناسازگاریهای درونی، «ائتلاف مایلها» ناگزیر است با خریدن رضایت ترامپ پای آمریکا را درگیر نگه دارد
نویسندگان: ریچارد ویتمن و استفان وُلف
۲۶ سپتامبر ۲۰۲۵
منبع: آسیا تایمز
——————-
به نظر میرسد دونالد ترامپ تغییر موضع بزرگی در قبال اوکراین داشته است. او اینک با لحنی آمیخته به خوشبینی آشکار میگوید که کییف «در موقعیتی است که بتواند تمام اوکراین را در شکل اصلیاش پس بگیرد و پیروز شود.»
اما پیام روشنتر او این است که اروپا باید پشت فرمان بنشیند تا چنین پیروزیای ممکن شود. به باور ترامپ، پیروزی اوکراین وابسته است به «زمان، صبر و پشتیبانی مالی اروپا و بهویژه ناتو.»
تنها تعهد ایالات متحده این است که «سلاح در اختیار ناتو بگذارد تا ناتو با آن هر چه میخواهد انجام دهد.» ترامپ در بیانیهاش در تروثسوشال در پایان با عبارت «برای همه آرزوی موفقیت دارم!» عملاً نشان داد که از تلاشهایش برای میانجیگری صلح عقب نشسته است. او همچنین از جستوجوی توافقی جداگانه با پوتین نیز دست کشیده است. از اینجا به بعد، همهچیز به دوش اروپا و «ائتلاف مایلها» میافتد تا امنیت و ثبات قاره را در فضایی هرچه پرآشوبتر تأمین کنند.
-تهدیدهای تازه مسکو
طی هفتههای اخیر، جنگنده ها و پهپادهای روسی بارها حریم هوایی ناتو را نقض کردهاند. در دانمارک، دو بار پهپادهایی که بهاحتمال زیاد به روسیه مربوط میشدند، در نزدیکی میدان هوایی کپنهاگ ایجاد اخلال کردند. این وقایع همان چیزی را تداعی کرد که زلنسکی یک روز پیش در مجمع عمومی سازمان ملل «جنگهای آیندهٔ پهپادی» نامید.
تحرکات تحریکآمیز پوتین آشکارا چالشی برای متحدان اروپایی کییف است. اتحادیهٔ اروپا در بروکسل از همان آغاز جنگ نشان داده که در سطح بیانیه و موضعگیری مصمم است: اورزولا فندرلاین، رئیس کمیسیون اروپا، در سخنرانی اخیر خود در پارلمان اروپا تأکید کرد که جنگ روسیه «باید با صلحی عادلانه و پایدار برای اوکراین پایان یابد.»
-«ائتلاف مایلها» و سردرگمی درونی
اما در عمل، ائتلاف مایلها با مشکلات پیچیدهای روبرو است. این ائتلاف از ترکیبی نامنسجم از کشورهای عضو ناتو و اتحادیهٔ اروپا و همچنین استرالیا، نیوزیلند، جاپان و کوریای جنوبی تشکیل شده است ــ اما ایالات متحده در میانشان نیست.
اعضای آن از هشت کشور و نهادهای اروپایی در فبروری به ۳۳ عضو در اپریل و ۳۹ عضو در سپتمبر رسیدند. نسبت آنها با «گروه تماس دفاعی اوکراین» (۵۷ کشور پشتیبان نظامی کییف) نیز هنوز روشن نیست.
سطوح تعهد اعضا نیز یکسان نیست: برخی کشورها حاضرند نیروی تضمین صلح پس از آتشبس بفرستند، برخی توانایی چنین اقدامی را ندارند. حتی در اتحادیهٔ اروپا و ناتو نیز مواضع یکدست نیست؛ کشورهایی چون هنگری و سلواکی مواضعی دوپهلو در قبال دفاع از اروپا دارند.
-دغدغهٔ ترامپ و هزینهٔ اروپا
اروپاییها، در کنار نگرانی از رهاشدن توسط آمریکا، از احتمال یک جنگ تجاری فاجعه بار با واشنگتن نیز بیم دارند. در نتیجه، جلب رضایت ترامپ برایشان اولویت یافته است. خرید تسلیحات آمریکایی شاید خوشایند ترامپ باشد و بخشی از نیازهای اوکراین را برآورده کند، اما در عین حال روند حیاتی شکلگیری یک صنایع دفاعی مستقل در اروپا را به تعویق میاندازد.
بازگشت ترامپ به کاخ سفید عملاً به پایان «بخششهای مالی» آمریکا به اوکراین انجامید. اروپا تنها بخشی از این خلأ را پر کرده است: آلمان در خط مقدم ایستاده و اتحادیهٔ اروپا بیش از ۱۰ میلیارد یورو در بودجهٔ جاری تا ۲۰۲۷ تخصیص داده است. بااینحال، پایداری این تلاشها زیر فشار تورم و هزینههای داخلی محل تردید است. وضعیت مالی فرانسه بحرانی است و اسپانیا نیز آشکارا هدف ۵ درصدی ناتو در هزینههای دفاعی را رد کرده است.
-ضرورت اقدام فوری
راهحل بخشی از این مشکلات، همکاری سریعتر و گستردهتر صنایع دفاعی در میان اعضای ائتلاف ــ حتی با مشارکت اوکراین ــ است. این روند میتواند در درازمدت ظرفیت دفاعی بومی اروپا را به سطح لازم برساند.
اما پر کردن شکافهای بحرانی در نیروی انسانی، مقابله با تهدید پهپادهای روسی، تقویت دفاع هوایی و توان حملهٔ دوربرد، و جایگزینکردن پشتیبانی اطلاعاتی آمریکا، یکشبه ممکن نیست.
کشورهای اروپایی و نهادهای چندجانبهٔ آنان باید میان سه اولویت نیمههمراستا تعادل برقرار کنند:
۱. ارتقای فوری توان دفاعی اروپا،
۲. حفظ درگیری آمریکا تا حد امکان ــ حتی به قیمت «خریدن» ترامپ،
۳. و پشتیبانی مداوم از اوکراین تا مانع شکستش در برابر روسیه شوند.
اروپا برای پیروزی در این جنگ نیابتی که کرملین بر آن تحمیل کرده است، باید پول بیشتری هزینه کند، عضلات نظامیاش را تقویت نماید و سازوکارهای تصمیمگیری بیدرنگ ایجاد کند. تنها در این صورت است که میتواند مانع گسترش جنگ روسیه از اوکراین به یک رویارویی تمامعیار با غرب شود.
————————-
درباره نویسندگان:
ریچارد ویتمن، عضو «مرکز پژوهش تحلیل منازعه» در دانشگاه کِنت، و استفان وُلف، استاد امنیت بینالملل در دانشگاه بیرمنگام.
این مقاله نخستین بار در The Conversation منتشر شده است.

