جبهه مردم افغانستان
(جما)
د افغانستان ولس جبهه
Afghanistan people’s front

زرادخانهٔ هسته‌ای چین باید تمام جهان را نگران کند

نویسنده: هریسون کَس

منبع/ نشنال اینترست

۳۱ اکتوبر ۲۰۲۵

———————

به دلایل راهبردی، چین عمداً دربارهٔ زرادخانه و سیستم ‌های پرتاب هسته‌ای خود ابهام ایجاد کرده است — رفتاری که در تضاد آشکار با شفافیت نسبی برنامه‌های هسته‌ای آمریکا و روسیه قرار دارد.

موضع تجدیدنظرطلبانهٔ پکن، نگرانی‌ها را از رشد فزایندهٔ توانایی‌های نظامی آن کشور برانگیخته است، به‌ویژه در مورد ظرفیت رژیم برای استفاده از سلاح‌های هسته‌ای. اطلاعات عمومی دربارهٔ میزان ذخیرهٔ کلاهک‌های هسته‌ای چین اندک است — و این خود عامدانه است، زیرا پکن برخلاف بسیاری از کشورهای هسته‌ای، در مورد توانایی‌های هسته‌ای خود سکوت اختیار کرده است. با این حال، برآوردها نشان می‌دهد که این کشور چند صد کلاهک هسته‌ای در اختیار دارد و هم‌زمان در حال تنوع‌بخشی و نوسازی سامانه‌های پرتاب است.

-چین دارای سه‌گانهٔ هسته‌ای (Nuclear Triad) است

چین از معدود کشورهایی است که سه‌گانهٔ کامل هسته‌ای را در اختیار دارد — یعنی توانایی پرتاب سلاح هسته‌ای از زمین، دریا و هوا.

۱. بر زمین:

نیروی راکتی ارتش آزادی‌بخش خلق (PLARF) انواع راکت‌های بالستیک قاره‌پیما (ICBM) را در اختیار دارد، از جمله راکت‌های متحرک با سوخت جامد مانند خانوادهٔ DF-31، راکت‌های بزرگ‌تر با سوخت جامد مانند DF-41، و راکت‌های قدیمی‌تر سیلویی و مایع‌سوختی چون DF-5. این نیرو همچنین راکت‌های کوتاه‌بردتری مانند DF-16 و DF-21 (از جمله مدل معروف DF-21D یا «قاتل ناو هواپیمابر») را برای درگیری‌های منطقه‌ای در اختیار دارد.

۲. در دریا:

نیروی دریایی ارتش آزادی‌بخش خلق (PLAN) گزینهٔ دومین حملهٔ قابل‌اعتنا را برای چین فراهم می‌سازد. راکت‌های بالستیک زیردریایی‌پرتاب JL-2 و JL-3 که بر زیردریایی‌های کلاس Jin Type 094 نصب‌اند، به چین این امکان را می‌دهند تا در آب‌های دورتر گشت‌زنی کند و اهداف قاره‌ای همچون خاک اصلی ایالات متحده را در معرض تهدید هسته‌ای قرار دهد.

۳. در هوا:

نیروی هوایی ارتش آزادی‌بخش خلق (PLAAF) می‌تواند راکت کروز هوابرد CJ-20 را از بمب‌افکن استراتژیک H-6 شلیک کند. هرچند H-6 بسیار کهنه است، اما پکن در حال ساخت بمب‌افکن‌های مدرن‌تر، از جمله بمب‌افکن استراتژیک H-20 و بمب‌افکن تاکتیکی JH-XX است که توانایی حمل سلاح هسته‌ای خواهند داشت.

چین همزمان با نوسازی کلی ارتش خود، فناوری پرتاب هسته‌ای را نیز به‌روز کرده است. پکن در حال تجهیز، یا شاید هم‌اکنون مجهز به راکت‌های قاره‌پیمای MIRV است — راکت‌هایی که چندین کلاهک را در یک پرتاب حمل می‌کنند. این فناوری شمار کلاهک‌های قابل پرتاب را افزایش داده و محاسبات دفاع موشکی را پیچیده‌تر می‌سازد.

چین همچنین به‌سوی استفادهٔ گسترده‌تر از راکت‌های با سوخت جامد پیش می‌رود که از نظر واکنش‌پذیری و بقاپذیری بر راکت‌های مایع‌سوخت برتری دارند. افزون بر آن، پیشرفت در سامانه‌های هدایت و دقت هدف‌گیری، توانایی‌های تهاجمی چین را افزایش داده و مقابله با آن را دشوارتر کرده است.

از سوی دیگر، پکن در حال مدرن‌سازی خود کلاهک‌های هسته‌ای است؛ از جمله با کوچک‌سازی و ایجاد امکان تنظیم قدرت انفجار (از سطح تاکتیکی تا استراتژیک).

-احتمال تغییر در دکترین هسته‌ای چین

به‌صورت تاریخی — و هنوز به‌طور رسمی — چین بر دکترین «عدم استفادهٔ نخستین» (No First Use) پایبند بوده است، یعنی ادعا دارد زرادخانهٔ هسته‌ای‌اش صرفاً برای بازدارندگی است، نه برای آغاز جنگ. این موضع در گذشته با ساختار محدود و کندِ نیروهای هسته‌ای چین سازگار بود، زیرا سیستم ‌های آن عمدتاً برای پاسخ متقابل طراحی شده بودند.

اما اکنون تحلیلگران نسبت به پایبندی واقعی پکن به این دکترین تردید دارند. با توجه به افزایش، پراکندگی، و تقویت سیستم ‌های هسته‌ای چین، شواهد نشان می‌دهد که پکن در حال دستیابی به انعطاف‌پذیری عملیاتی بیشتر است. این گسترش می‌تواند آستانهٔ تصمیم برای استفاده یا تهدید به استفاده از سلاح هسته‌ای را پایین بیاورد.

پیامدهای راهبردی این تحولات فناورانه ــ در کنار احتمال تغییر دکترین ــ موجب تقویت بازدارندگی منطقه‌ای چین در برابر همسایگان و حتی ایالات متحده شده است.

کشورهای متحد آمریکا در منطقه مانند جاپان، کوریای جنوبی و آسترالیا که تحت «چتر هسته‌ای» ایالات متحده قرار دارند، اکنون ممکن است در مورد آمادگی واشنگتن برای ورود به رویارویی هسته‌ای با چین در دفاع از آنان تردید کنند. اگر این تردیدها تداوم یابد، ممکن است برخی از این کشورها به سمت برنامه‌های هسته‌ای مستقل خود بروند تا بازدارندگی‌شان را تقویت کنند.

-دگرگونی خطرناک در موازنهٔ جهانی

خطرناکترین پیامد این تحولات، ظهور نظام سه‌قطبی هسته‌ای در جهان است، که در آن ثبات به رفتار سه قدرت — آمریکا، روسیه و چین — بستگی دارد.

این وضعیت، به‌مراتب ناپایدارتر از نظم دو‌قطبی دوران جنگ سرد میان ایالات متحده و اتحاد شوروی (و سپس روسیه) است.

ظهور چین به‌عنوان سومین قطب هسته‌ای جهان، متغیر تازه‌ای را وارد محاسبات بازدارندگی کرده که می‌تواند پیامدهایی غیرقابل پیشبینی و بالقوه فاجعه‌بار برای امنیت جهانی داشته باشد.

⸻————

دربارهٔ نویسنده:

هریسون کَس نویسندهٔ ارشد در حوزهٔ دفاع و امنیت ملی در نشریهٔ The National Interest است. او وکیل و نامزد پیشین سیاسی است که پیشتر به‌عنوان آموزش‌گیرندهٔ پیلوتی در نیروی هوایی ایالات متحده خدمت کرده و به‌دلیل وضعیت صحی بازنشسته شده است. تمرکز او بر استراتژی نظامی و امنیت جهانی است. کَس دارای مدرک دکتری حقوق از دانشگاه اوریگن و کارشناسی ارشد در ژورنالیزم جهانی و روابط بین‌الملل از دانشگاه نیویارک است.

بیان دیدگاه