پیمان دفاعی اوکراین–کشورهای بالتیک میتواند کییف را در ساختار امنیتی اروپا جای دهد.
نویسنده: فریدریک وِسلُو، پژوهشگر ارشد در مرکز مطالعات اروپای شرقی در
ساختار امنیتی اروپا در همین لحظه در حال بازسازی است. جنگ روسیه علیه اوکراین و بازگشت دونالد ترمپ به قدرت در ایالات متحده، بنیادهای اصلی امنیت اروپایی را به چالش کشیده است. اکنون اروپا از یکسو با تهدید مستقیم روسیه روبهرو است و از سوی دیگر، امریکا را بهعنوان تضمینکنندهٔ نهایی امنیت خود از دست داده است.
خصومت ترمپ با ناتو و ابهام او در مورد مادهٔ پنجم پیمان آتلانتیک شمالی بدان معناست که اروپا دیگر نمیتواند اطمینان داشته باشد که امریکا در صورت حملهٔ روسیه به دفاع از آن خواهد شتافت. با وجود آنکه ترمپ گهگاه از ناتو با لحن خوشبینانه سخن میگوید، بیثباتی و غیرقابلپیشبینی بودن او، اعتبار تعهدات امنیتی امریکا را بهصورت بنیادی تضعیف کرده است — تعهداتی که سنگبنای بازدارندگی ناتو محسوب میشوند.
گزارشهایی مبنی بر قصد واشنگتن برای کاهش بیشتر نیروهایش در اروپا و قطع کمکهای امنیتی به کشورهای خط مقدم، گواهی است بر عقبنشینی تدریجی امریکا از قارهٔ اروپا. در این مسیر خروج، امریکا ممکن است حتی گرینلند را نیز با خود ببرد — اقدامی که عملاً ناتو را منفجر و هرگونه تظاهر به علاقهٔ واشنگتن به امنیت اروپا را پایان خواهد داد.
در همین حال، روسیه سرگرم بازسازی و تجهیز دوبارهٔ نیروهایش است و جنگ علیه اوکراین را ادامه میدهد. کرملین خود را از هماکنون در حال جنگ با اروپا میبیند، هرچند این جنگ تا کنون عمدتاً در قالب حملات «هیبریدی» در سراسر قاره بروز کرده است. روسیه اقتصاد خود را کاملاً جنگی ساخته و حدود ۴۰ درصد بودجهاش را صرف نظامیگری میکند. هدفش داشتن ارتشی با ۲٫۳۸ میلیون نیرو است که ۱٫۵ میلیون آن نظامیان فعال باشند. روسیه سالانه ۱۵۰۰ تانک تولید میکند، در سه ماه بیشتر از یکسال ناتو مهمات میسازد و مدعی است یک موشک کروز هستهایپیشران را با موفقیت آزمایش کرده است.
رهبران اروپایی بالاخره به وخامت اوضاع پی بردهاند و تعهد کردهاند تا ۵ درصد تولید ناخالص داخلی خود را به دفاع و زیرساختهای دفاعی اختصاص دهند. با این حال، بازتسلیح اروپا زمانبر است و اینکه کشورهای بزرگ اروپایی تا چه حد آماده و مایل به جنگ باشند، هنوز نامعلوم است.
-اروپا بدون امریکا چه خواهد کرد؟
در جهانی که امریکا پشت اروپا را خالی کرده و روسیه شاید آمادهٔ حمله میشود، اروپا چه میتواند بکند؟
پاسخ شاید به همان اندازه روشن باشد که جنجالی: اروپا باید اوکراین را بهگونهای رسمی وارد ساختار امنیتی خود سازد.
اوکراین، کشوری جنگآزموده، باتجربه و مصمم در برابر تجاوز روسیه، دیگر نباید صرفاً بهعنوان دریافتکنندهٔ کمک امنیتی دیده شود. این کشور پتانسیل آن را دارد که به یکی از مهمترین — و شاید مهمترین — تأمینکنندگان امنیت برای باقی اروپا تبدیل شود، بهویژه اکنون که ایالات متحده در حال عقبنشینی از قاره است.
در عمل، اوکراین هماکنون یکی از بزرگترین تأمینکنندگان امنیت اروپا است. با ایستادگی در برابر روسیه و دفاع از حق خود برای زیستن بهعنوان کشوری آزاد و دموکراتیک، اوکراین از تمام اروپا دفاع میکند. این کشور روسیه را تضعیف میسازد، نیروهایش را درگیر نگه میدارد و بهمنزلهٔ خط دفاع پیشین برای متحدان ناتو عمل میکند. مقاومت اوکراین، برداشت اروپا از مفهوم دفاع جمعی را دگرگون ساخته است. پرسش کنونی این است که چگونه میتوان این نقش را در چارچوبی گستردهتر و رسمیتر تثبیت کرد.
-منطق نقش اوکراین در امنیت اروپا
از آغاز تهاجم تمامعیار روسیه در فبروری ۲۰۲۲، اوکراین بهگونهٔ مؤثر جنگیده است؛ روسیه دستکم یک میلیون تلفات نظامی داده است. اوکراین نهتنها نیروهای متجاوز را از بخشهای وسیعی در شمال، شرق و جنوب بیرون رانده، بلکه توانسته است به خاک روسیه نفوذ کند و برای بیش از شش ماه بخش قابلتوجهی از ولایت کورسک را در کنترل خود نگه دارد.
اوکراین برتری هوایی را از روسیه سلب کرده و توانسته است اهدافی را تا بیش از هزار کیلومتر در داخل خاک روسیه هدف قرار دهد. با حملات راکتی و پهپادی، سامانههای دفاع هوایی روسیه را بهسرعت فرسوده میسازد. در میدان جنگ، اوکراین بیش از نیمی از تانکها، وسایط زرهی و توپخانههای روسیه را نابود کرده است.
اکنون اوکراین با حدود ۹۰۰ هزار نظامی، دومین ارتش بزرگ اروپا پس از روسیه را در اختیار دارد. این نیروهای کارآزموده از سال ۲۰۱۴ درگیر مأموریت اصلی ناتو — دفاع در برابر تجاوز روسیه — بودهاند. آنها بهتر از هر عضو ناتو شیوهٔ جنگ روسیه و واقعیت نبردهای پهپادی را درک میکنند.
تجربهٔ اوکراین در مقابلهٔ کمهزینه با پهپادها هماکنون به کشورهای خط مقدم ناتو کمک میکند. در پاسخ به ورود پهپادهای روسی به حریم هوایی اروپا، زلنسکی کارشناسان ضدپهپاد اوکراینی را به دنمارک فرستاده و همچنین تخصص اوکراین را برای ساخت «دیوار پهپادی» در مرز شرقی اتحادیهٔ اروپا در اختیار گذاشته است.
اوکراینیها استفاده از سلاحهای ناتو را بهتر از خود نیروهای ناتو میدانند. با تجربهٔ کار با مجموعهای ناهمگون از سامانههای تسلیحاتی غربی، دقیقاً میدانند چه چیزی در نبرد واقعی مؤثر است و چه چیزی نه. آنها در بسیاری موارد راهحلهای ابتکاری برای ضعف تجهیزات ناتو یافتهاند. اوکراین اکنون صنعت دفاعی چشمگیری ساخته که بهطور ویژه برای مقاومت در برابر روسیه طراحی شده است. چندین شرکت تسلیحاتی اروپایی، بهویژه تولیدکنندگان پهپاد، در بحبوحهٔ جنگ در خاک اوکراین سرمایهگذاری کردهاند تا از دانش نظامی این کشور بهره ببرند.
-پیمان دفاعی اوکراین–بالتیک
پرسش کلیدی این است که چگونه میتوان نقش بزرگ اوکراین در دفاع از اروپا را رسمیت بخشید؟
یک گام نخست میتواند پیمان دفاعی میان اوکراین و کشورهای بالتیک (استونیا، لاتویا و لیتوانیا) باشد.
با توجه به تمایلات تجدیدطلبانهٔ روسیه و بیعلاقگی امریکا، آسیبپذیری کشورهای بالتیک آشکار است. این کشورها که در خط مقدم شرقی ناتو قرار دارند، بهطور پیوسته هدف حملات هیبریدی روسیهاند — از جمله نقض اخیر حریم هوایی استونیا توسط سه جنگندهٔ مسلح میگ-۳۱.
دور از انتظار نیست که روسیه یکی از این کشورهای کوچک بالتیک را برای آزمودن عزم ناتو و میزان تمایل ترمپ برای دفاع از یک متحد هدف قرار دهد. کارشناسان استخباراتی و نظامی هشدار دادهاند که روسیه ممکن است بلافاصله پس از پایان جنگ اوکراین یا کاهش آن، تهدیدی نظامی برای کشورهای بالتیک ایجاد کند.
در چنین حالتی، پیشنهاد اوکراین میتواند شامل تضمین امنیتی یکجانبه باشد که بر اساس آن، حمله به یکی از کشورهای بالتیک بهمثابه حمله به اوکراین تلقی گردد. این تضمین تنها زمانی ارائه میشود که جنگ روسیه علیه اوکراین فروکش کند، زیرا اوکراین در حال حاضر نمیتواند نیروهای خود را از جبههٔ اصلی جدا سازد.
این تعهد الزاماً یکسویه خواهد بود — کشورهای بالتیک متقابلاً تعهدی برای جنگیدن در کنار اوکراین نخواهند داشت. این نامتقارنی مانع نگرانی اعضای دیگر ناتو میشود که بیم دارند اوکراین از این مسیر عملاً به ناتو بپیوندد.
در عمل، اوکراین متعهد خواهد شد در صورت حمله به کشورهای بالتیک، نیرو، تسلیحات، مهمات، حمایت لوژستیکی و استخباراتی بفرستد. توافق جداگانهای با پولند نیز لازم خواهد بود تا عبور نیروهای اوکراینی از خاک آن کشور به بالتیک تضمین شود.
پس از پایان جنگ، میتوان نیروهای اوکراینی را در استونیا، لاتویا و لیتوانیا در کنار نیروهای ناتو مستقر کرد تا با نیروهای محلی تمرین و آموزش مشترک انجام دهند. جزیرهٔ گوتلند سویدن نیز میتواند بهعنوان پایگاه استقرار یا انبار سلاحهای اوکراینی استفاده شود.
همچنین، اوکراین میتواند در قالب این پیمان حق واکنش مستقیم علیه روسیه را در صورت حمله به یکی از کشورهای بالتیک برای خود محفوظ بدارد. این بند هرچند جنجالی خواهد بود، اما ماهیت آن تفاوتی با مادهٔ پنجم ناتو ندارد. چنین اقدامی محاسبات استراتژیک روسیه را پیچیدهتر و هزینهٔ هر حمله را بالاتر میبرد.
-گامی فراتر از ناتو
این پیمان جایگزین ناتو نخواهد بود. شاید دولتهای آیندهٔ امریکا بار دیگر به ناتو بازگردند، حتی خود ترمپ نیز ممکن است نوعی حمایت از بالتیکها نشان دهد. اما این طرح باید بهعنوان لایهٔ تکمیلی امنیتی برای اروپا در نظر گرفته شود، نه جایگزین ناتو.
برای اوکراین، چنین پیمانی چندین فایده دارد:
۱. نشان میدهد که اوکراین نهتنها مصرفکنندهٔ امنیت، بلکه تأمینکنندهٔ آن است. این تغییر روایت مهم است، بهویژه در برابر دیدگاهی که در غرب (از جمله امریکا) اوکراین را صرفاً گیرندهٔ کمک میپندارد.
۲. جایگاه اوکراین را در معماری امنیتی اروپا مستحکمتر میکند و مسیر را برای اتحادهای منطقهای جدید هموار میسازد.
۳. موجب میشود اوکراین در طرحریزیهای نظامی ناتو برای بالتیک مشارکت کند، که گامی عملی بهسوی عضویت نهایی در ناتو است.
۴. از دید راهبردی، چنین اقدامی ابتکار عمل را بهدست اوکراین میدهد و روسیه را در موضع دفاعی قرار میدهد.
-نتیجهگیری
اروپا در جهانی کاملاً نو بیدار شده است. امنیتی که پس از جنگ جهانی دوم با هزینهٔ امریکا تضمین میشد، دیگر بدیهی نیست. در حالیکه رهبران اروپایی هنوز امیدوارند ناتو بتواند روسیه را بازدارَد، باید گزینههای دیگر را نیز بررسی کنند. بازتسلیح قاره زمان میبرد — زمانی که ممکن است در اختیار اروپا نباشد.
راه حل آشکار این است: اوکراین باید در ساختار امنیتی اروپا جای گیرد.
و یک پیمان دفاعی میان اوکراین و کشورهای بالتیک میتواند نخستین گام در این مسیر باشد.
اکنون وقت آن رسیده است تا اروپا و اوکراین دربارهٔ رسمیسازی نقشی که کییف هماکنون در دفاع از قاره ایفا میکند، گفتوگو کنند.
