آیا مداخلهگرانی که نیکولاس مادورو، رئیسجمهور ونزوئلا، را برکنار کردهاند، میتوانند نارساییهایی را که ناکامیهای گذشته در افغانستان و عراق آشکار ساخت، اصلاح نمایند؟
نوشتۀ: دانیل ویلیامز
منبع: آسیا تایمز
۴ جنوری ۲۰۲۶
———————
سرنگونی نیکولاس مادورو، رئیسجمهور ونزوئلا، بهدست نیروهای نظامی ایالات متحده، احیای یک سنت دیرینه است: برکنار ساختن رهبران — که بیشتر آنان دیکتاتورهای امریکای لاتین بودهاند — بهمنظور واداشتن کشورهایشان به تبعیت از ارادۀ امریکا.
همۀ این تلاشها، که پیشینۀ آنها به بیش از یک قرن میرسد، نه در درازمدت و نه حتی در کوتاه مدت، همواره به موفقیت در بهبود نظامهای حکومتی انجامیدهاند.
این رویه که در قرن بیستویکم از نیمکرۀ غربی به آسیا گسترش یافت و امروز با عنوان «تغییر رژیم» شناخته میشود، نتوانست دو دیکتاتوری قانونگریز را به دموکراسیهای نمونه بدل سازد.
در افغانستان، حکومتی که به طراح سعودی حملات ۱۱ سپتمبر ۲۰۰۱ بر واشنگتن و نیویارک، اسامه بنلادن، پناه داده بود، از قدرت کنار رفت؛ اما پس از بیست سال نبرد با نیروهای اشغالگر امریکا، دوباره زمام امور را به دست گرفت.
در عراق، نیروهای امریکایی در سال ۲۰۱۱ — هشت سال پس از سرنگونی دیکتاتور آن کشور، صدام حسین — تا حد زیادی عقبنشینی کردند و کشوری را برجای گذاشتند که آکنده از فساد بود و با شورشیان ضد امریکایی و شبهنظامیان مورد حمایت ایران دستبهگریبان شد.
دونالد ترامپ، رئیسجمهور امریکا، که فرمان بازداشت مادورو را صادر کرد، به نظر میرسد سود و زیان چنین اقدامی را سنجیده و به این نتیجه رسیده است که میتوان به موفقیت دست یافت. برنامۀ او این است که امریکا برای مدتی نامحدود، بهطور مستقیم ونزوئلا را اداره کند و آن را به یک دموکراسی کارآمد و بیخطر تبدیل سازد.
ترامپ هنگام اعلام ربودن مادورو در تلویزیون گفت:
«ما کشور را اداره خواهیم کرد تا زمانی که بتوانیم یک انتقال امن، درست و سنجیده انجام دهیم. ما نمیتوانیم این خطر را بپذیریم که فرد یا گروهی زمام ونزوئلا را در دست گیرد که خیر مردم ونزوئلا را در نظر نداشته باشد. ما اساساً کشور را اداره خواهیم کرد تا زمانی که یک انتقال درست ممکن شود.»
برخی تحلیلگران اشاره میکنند که ونزوئلا فاقد شکافهای عمیق قومی و مذهبی است؛ همان شکافهایی که وحدت ملی در عراق و افغانستان را تضعیف کرد و مخالفت با اشغال امریکا را دامن زد.
مادورو نه در بستر یک منازعۀ فرقهای، بلکه در پی یک جنبش پوپولیستی چپگرا که توسط هوگو چاوز فقید ترویج میشد، به قدرت رسید. چاوز در سال ۱۹۹۹ در انتخابات ریاستجمهوری پیروز شد و در سال ۲۰۱۳ در حالی که در قدرت بود، درگذشت. مادورو از آن زمان تاکنون حکومت میکرد.
ترامپ بار دیگر به یک ابزار قدیمی در سیاست خارجی امریکا روی آورده است: مداخله مستقیم و سرنگونی حکومتها با هدف پایان دادن به «چاویسمو». حامیان این رویکرد میگویند چنین اقدامی میتواند به واشنگتن کمک کند تا اعتمادبهنفس از دسترفتۀ خود را بازیابد و از پیامدهای سیاسی و روانی ناکامیهایش در عراق و افغانستان عبور کند. متیو کرونینگ، مدیر ارشد مرکز اسکاکرافت برای استراتژی و امنیت در شورای آتلانتیک، این دیدگاه را مطرح کرده است.
اما منتقدان میگویند که حامیان تهاجم، واقعیتهای خطرناکی را نادیده میگیرند که میتواند تلاشها برای آرامسازی کشور را ناکام سازد.
گروه بینالمللی بحران، نهاد مستقر در بروکسل که در زمینۀ ترویج صلح فعالیت میکند، هشدار داده است:
«خطر خشونت در هر سناریوی پس از مادورو نباید دستکم گرفته شود. بسیاری از افسران ارشد نظامی ونزوئلا ممکن است در برابر تغییر رژیم مقاومت کنند. حتی در صورت توافق بر سر شرایط انتقال، بعید نیست که بخشهایی از نیروهای امنیتی سر به شورش بردارند و حتی جنگی چریکیگونه را علیه مقامات جدید آغاز کنند.»
این تحلیل افزوده است:
«انبوه گروههای مسلحی که در بخشهای وسیعی از کشور فعالیت میکنند، احتمالاً از هر خلأ قدرتی سوءاستفاده کرده و کنترول سرزمینی خود را تحکیم یا حتی گسترش خواهند داد.»
برای جلوگیری از چنین فاجعههایی، ترامپ میکوشد از اشتباهی که به باور بسیاری تلاشهای امریکا در عراق را به شکست کشاند، پرهیز کند: کنار گذاشتن حتی حامیان اسمی صدام حسین از مشاغل دولتی و سایر فرصتهای کاری که عضویت در حزب بعث را شرط میدانست.
ترامپ در کنفرانس خبری روز شنبه گفت که مقامهای امریکایی برای مدتی نامشخص ونزوئلا را اداره خواهند کرد، اما همزمان با دلسی رودریگز، معاون برگزیدۀ مادورو، و دیگر مقامهای دوران او نیز همکاری خواهند نمود. پس از خروج مادورو، یک قاضی ونزوئلایی بهطور بیسر و صدا رودریگز را برای جانشینی او ارتقا داد. او نیز متعاقباً تعهد کرد که با اشغال امریکا همکاری کند.
تصمیم ترامپ، مخالفان دیرین مادورو را شگفتزده ساخت. آنان انتظار داشتند که بر دولت جدید مسلط شوند. ماریا کورینا ماچادو، سیاستمدار محبوبی که مادورو او را از نامزدی در انتخابات ۲۰۲۴ منع کرده بود، تهاجم امریکا را جشن گرفت و آن را «ساعت آزادی» نامید.
اما ترامپ از مداخلۀ او استقبال نکرد و بهگونهای لفظی او را کنار زد. وی گفت:
«فکر میکنم برای او خیلی دشوار باشد که رهبر شود. او نه حمایت داخلی دارد و نه احترام لازم را در کشور. زن بسیار خوبی است، اما احترام لازم را ندارد.»
ترامپ افزود که هیچ تماسی با ماچادو نداشته است؛ کسی که پیشتر بهطور علنی از امریکا خواسته بود به ونزوئلا حمله کند. او همچنین سال گذشته برندۀ جایزۀ صلح نوبل شده بود.
نگرش ترامپ نسبت به ماچادو تا حد زیادی با بیاعتنایی آشکار او نسبت به ولودیمیر زلنسکی در اوکراین شباهت دارد. در مذاکرات صلحی که ترامپ بر آن نظارت میکند، رئیسجمهور امریکا رهبر دموکراتیک اوکراین را همتراز با ولادیمیر پوتین، رهبر اقتدارگرای روسیه، قرار داده است؛ کسی که افزون بر تهاجم به اوکراین، صدها مخالف دموکراتیک رژیم خود را زندانی کرده است.
در طول یک قرن، ایالات متحده در سرنگونی حکومتهای کشورهای کوچک امریکای لاتین تخصص یافته بود — ۴۰ مورد از سال ۱۸۹۸ بدینسو، زمانی که امریکاییها با شورشیان کوبایی برای پایان دادن به استعمار اسپانیا در آن جزیرۀ کارائیب همدست شدند.
پیش از برکناری مادورو، آخرین رئیسجمهور امریکای لاتین که سرنگون شد، مانوئل نوریگا، دیکتاتور نظامی پاناما، بود. برای تحقق این هدف، حدود ۱۴ هزار سرباز امریکایی در سال ۱۹۸۹ به پاناما یورش بردند، تا مقر نوریگا جنگیدند و سرانجام او را در سفارت واتیکان در شهر پاناما، جایی که پناه گرفته بود، دستگیر کردند.
سرنوشت نوریگا میتواند الگویی برای مادورو باشد. دیکتاتور پانامایی در ایالات متحده محاکمه و به ۴۰ سال زندان به اتهام قاچاق مواد مخدر محکوم شد. سپس فرانسه او را به هفت سال زندان دیگر به اتهام پولشویی محکوم کرد. او سرانجام در سال ۲۰۱۷، پس از آنکه به اتهام قتل و فساد در پاناما زندانی شد، در همان کشور درگذشت.
همانند پروندهٔ نوریگا، امریکا مادورو را نیز به صدور کوکایین به ایالات متحده و همچنان قاچاق سلاح متهم میکند.
سقوط مادورو ممکن است دو متحد اصلی او در حوزۀ کارائیب را نگران سازد: کوبای کمونیست که به نفت ونزوئلا وابسته بود، و نیکاراگوای چپگرا؛ کشوری که امریکا در دهۀ ۱۹۹۰ از شورشیانی حمایت کرد که قصد سرنگونی دولت مارکسیستی را داشتند. بازماندگان همان حکومت سالها بعد دوباره به قدرت بازگشتند و امروز نیز حاکماند.
اعتراضهای حقوقی علیه سرنگونی و کیفرخواست مادورو احتمالاً در دادگاههای امریکا مطرح خواهند شد. اما بعید است که این اعتراضها بیش از آنچه جورج اچ. دبلیو. بوش را در محاکمۀ نوریگا بازداشت، ترامپ را بازدارند. پام باندی، لویسارنوال امریکا، پیشبینی کرده است که مادورو «بهزودی با تمام خشم عدالت امریکایی در خاک امریکا و در محاکم امریکایی روبرو خواهد شد.»


یک پاسخ برای “بازگشت به آینده: ترامپ عادت کهن مداخلۀ امریکارازنده میکند”
سید عبدالقادر
محض یک تحلیل استعماري است که حقایق تاریخي را تحریف کرده واین حق را به امریکا میدهند که میتواند روساي جمهور رازیر نام دیکتاتور سرنګون ودست نشانده خودرا براي چور وچپاول جایګزین نمایند
شرم نیستند درجنګ عراق بعد ازچهل روز بغداد را اشغال کردند وبوش بهمان روز شرکتهاي نفتي امریکا واروپار ا به قصر سفید دعوت کردند که تقسیمات تیل عراق را بکند البته بدون المان وفرانسه زیرا صدراعظم المان وریس جمهور فرانسه درحمله به عراق با امریکا مخالفت کرده بودند
بازهم شرم است با این دروغ بافي هاي شما
لایکلایک