دلسی رودریگز، چهرهای جاهطلب و سیاستمداری کارآزموده
نویسنده: کریستینا لو
نویسندۀ ثابت مجلۀ فارین پالیسی
۶ جنوری ۲۰۲۶
در پیامدِ آشفته و پرتنش حملۀ آخرهفتۀ دولت ترامپ به ونزوئلا و بازداشت رئیسجمهور این کشور، نیکولاس مادورو، اکنون سکان قدرت در دست رهبر تازهای قرار گرفته است: دلسی رودریگز، سیاستمداری جاهطلب و بانفوذ.
دلسی رودریگز ۵۶ ساله برای مردم ونزوئلا چهرهای ناآشنا نیست. او تا پیش از این، معاون رئیسجمهور مادورو بود. این سوسیالیست سرسخت، که رهبر اقتدارگرای ونزوئلا زمانی او را «ببرماده» خوانده بود، بهعنوان یک بازیگر ماهر سیاسی شناخته میشود؛ شخصیتی که به عملگرایی و وفاداری شهره است.
رودریگز این اعتبار را در جریان سالها فعالیت در پیچوخم سیاست ونزوئلا به دست آورده است. پیش از رسیدن به معاونت ریاستجمهوری، او در سمتهای گوناگون دولتی خدمت کرده بود؛ از جمله بهعنوان وزیر ارتباطات و اطلاعات و همچنان وزیر امور خارجه. در سالهای اخیر، نفوذ او بیش از پیش افزایش یافت، بهویژه پس از آنکه نظارت بر صنعت نفت ونزوئلا و دستگاه استخباراتی کشور را به دست گرفت.
با معطوفشدن نگاهها به ونزوئلا در این آخرهفته، رودریگز بهسرعت در کانون توجه قرار گرفت و بهعنوان یکی از نیرومندترین بازیگران صحنۀ سیاسی کشور ظاهر شد. او روز دوشنبه با حمایت دیوان عالی و نیروهای نظامی، بهعنوان رئیسجمهور موقت ونزوئلا سوگند یاد کرد.
کریستوفر هرناندز-روی، کارشناس برنامۀ قاره آمریکا در مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی، روز دوشنبه در یک نشست گفت:
«این همان رژیم است؛ تنها تفاوت این است که دیگر نیکولاس مادورو در رأس آن نیست. همان افرادی که ارتش را اداره میکنند و از مادورو پشتیبانی میکردند، اکنون بهطور رسمی از دلسی رودریگز حمایت کردهاند.»
برای رودریگز، که افزون بر اسپانیایی به زبانهای انگلیسی و فرانسوی نیز سخن میگوید، سیاست امری خانوادگی است. پدرش، خورخه آنتونیو رودریگز، از رهبران سوسیالیست و یک چریک چپگرا بود که یک حزب سیاسی مارکسیستی را بنیان گذاشت. او در نهایت بهدلیل ارتباطش با آدمربایی ویلیام نیهوس، تاجر امریکایی، در سال ۱۹۷۶ بازداشت شد و در دوران بازداشت در توقیف پولیس جان باخت.
یکی از نزدیکترین متحدان سیاسی دلسی رودریگز، برادرش خورخه رودریگز است؛ کسی که استراتژیست ارشد سیاسی مادورو بود و اکنون ریاست مجلس ملی ونزوئلا را بر عهده دارد. این دو خواهر و برادر از حامیان اصلی حکومت مادورو بودهاند و از جمله در برگزاری آنچه «انتخابات نمایشی» سال ۲۰۲۴ خوانده میشود، نقش محوری داشتهاند.
حتی پیش از برکناری مادورو نیز، خواهر و برادر رودریگز در تماس نزدیک با واشنگتن قرار داشتند. سال گذشته، روزنامۀ میامی هرالد گزارش داد که این دو تلاش کرده بودند خود و شماری از مقامهای ارشد دیگر را به واشنگتن بهعنوان جایگزینی «قابل قبولتر» از مادورو معرفی کنند. میانجیگران قطری در پیشبرد این تلاش نقش داشتند.
بر بنیاد گزارش فایننشال تایمز، این دو در سال گذشته در گفتوگوهای محرمانهای با واشنگتن دربارۀ تشکیل یک دولت انتقالی در دورۀ پسامادورو شرکت داشتند. یکی از سرمایهگذاران فعال در ونزوئلا به این روزنامه گفته بود:
«دولت ترامپ از مدتی پیش آشکارا نشان میداد که در حال طراحی این گذار با محوریت دلسی است. آنها او را فردی مطیع نمیبینند، اما او همیشه سازندهترین چهره در تمام مذاکرات با ایالات متحده بوده است.»
در جریان آخرهفته، همزمان با انتشار خبر عملیات نظامی امریکا، رودریگز موضعی سختگیرانه اتخاذ کرد و بهطور علنی خواستار آزادی مادورو شد و از رئیسجمهور دونالد ترامپ درخواست کرد مدرکی دال بر زندهبودن او ارائه کند. او تأکید کرد که مادورو «تنها رئیسجمهور ونزوئلا» است.
ترامپ روز شنبه گفت رودریگز «آماده است آنچه را ما لازم میدانیم انجام دهد تا ونزوئلا دوباره بزرگ شود». اما رودریگز اندکی بعد، در یک سخنرانی تلویزیونی، لحنی کاملاً متفاوت برگزید و اقدامات ایالات متحده را «جنایتی که حقوق بینالملل را نقض میکند» خواند.
او اعلام کرد:
«هرگز دوباره برده نخواهیم شد، هرگز دوباره مستعمرۀ هیچ امپراتوری نخواهیم بود. ما آمادهایم از ونزوئلا دفاع کنیم.»
در واکنش، ترامپ تهدیدهای خود را بهطور علنی تشدید کرد. او صبح یکشنبه در گفتوگو با مجلۀ آتلانتیک گفت:
«اگر او کار درست را انجام ندهد، بهای بسیار سنگینی خواهد پرداخت؛ احتمالاً سنگینتر از مادورو.»
از آن زمان به اینسو، رودریگز لحن خود را نرمتر کرده است. او اواخر شب یکشنبه در بیانیهای که در شبکههای اجتماعی منتشر شد، گفت:
«ما از دولت ایالات متحده دعوت میکنیم که در چارچوب یک دستور کار همکاری، با ما کار کند. رئیسجمهور دونالد ترامپ، ملتهای ما و منطقۀ ما شایستۀ صلح و گفتوگو اند، نه جنگ.»
او در پایان افزود:
«ونزوئلا حق صلح، توسعه، حاکمیت و آینده را دارد.»


یک پاسخ برای “دربارۀ رهبر موقت ونزوئلا”
Shahab Mousavi
این روایت، بیش از آنکه صرفاً گزارشی از یک «گذار قدرت» باشد، تصویری فشرده از تداوم یک ساختار اقتدارگرا در ونزوئلا ارائه میدهد؛ ساختاری که با جابهجایی چهرهها، نهتنها فرو نریخته، بلکه انعطافپذیری خود را به نمایش گذاشته است. دلسی رودریگز در این چارچوب نه یک گسست، بلکه نماد تداوم است: تداوم همان شبکه قدرتی که بر ارتش، دستگاه امنیتی، قوه قضائیه و صنعت نفت تکیه دارد.
نکته کلیدی متن، تناقض ظاهری اما معنادار در رفتار رودریگز است. از یکسو، او با ادبیات ضدامپریالیستی کلاسیک چاویستی—«برده نخواهیم شد»، «مستعمره نخواهیم بود»—پایگاه داخلی و نیروهای وفادار به رژیم را آرام میکند؛ و از سوی دیگر، با ارسال سیگنالهای نرم به واشنگتن، خود را بهعنوان بازیگری «قابل مذاکره» و «عملگرا» معرفی میکند. این دوگانگی نه نشانه سردرگمی، بلکه تاکتیکی آشنا در سیاست ونزوئلاست: حفظ انسجام داخلی همزمان با باز نگهداشتن کانالهای خارجی.
نوشته بهدرستی تأکید میکند که حمایت دیوان عالی و ارتش، عامل تعیینکننده در صعود رودریگز بوده است. این واقعیت، هرگونه تصور از «دولت انتقالی» به معنای کلاسیک آن را تضعیف میکند. انتقال قدرتی که از دل همان نهادهای سرکوب و همان حلقههای تصمیمگیری بیرون میآید، بیش از آنکه گذار باشد، بازتوزیع قدرت درون رژیم است.
از منظر ایالات متحده نیز، تصویر ارائهشده نشان میدهد که واشنگتن میان فشار حداکثری و مهندسی گذار کنترلشده در نوسان است. اگر فرض گفتوگوهای پشتپرده با محوریت دلسی رودریگز درست باشد، آنگاه تهدیدهای علنی ترامپ را باید بخشی از «دیپلماسی اجبار» دانست، نه الزاماً مقدمه یک تقابل تمامعیار. با این حال، این رویکرد خطرناک است: اتکا به چهرهای از درون رژیم، بدون تغییر واقعی در ساختار قدرت، میتواند به بازتولید بحران مشروعیت و تداوم بیثباتی بینجامد.
در نهایت، این متن ناخواسته یک حقیقت تلخ را برجسته میکند: سرنوشت ونزوئلا همچنان بیش از آنکه به اراده شهروندانش گره خورده باشد، در گرو چانهزنی میان نخبگان داخلی و قدرتهای خارجی است. دلسی رودریگز، با تمام مهارت و جاهطلبیاش، اگر نتواند این معادله را تغییر دهد، صرفاً نام تازهای خواهد بود بر همان نظم کهنه—نظمی که سالهاست وعده «آینده» میدهد، اما اکنون را قربانی میکند.
لایکلایک