امارت تروریستی طالبان، به مثابه یک گروه دهشت افگن، جنایت پیشه، شوونیست و رهزن، برای چاپیدن دارایی های عامه، غصب منابع مادی و ثروت کشور و تاراج معادن افغانستان، بهوسیلهٔ نیروی سرکوبگر نظامی و با پوشیدن نقاب « اسلام و شریعت»، خلق های بی دفاع افغانستان را به بند کشیده و با راه انداختن ترور و تالان، عربده کشی می کند. سوسیال امپریالیسم چین که دیریست چشم آز به معادن افغانستان دوخته است، پس از آنکه تروریسم طالبانی مجدداً به اریکه قدرت سیاسی رسانیده شد، مجال آن را یافته است که با استفاده از سلطه طالبان بر کشوری بی دفاع، معادن کشورما را بچاپد. در تازه ترین مورد، شرکت های تاراجگر سوسیال امپریالیسم چین، زیر سایهبان سیطره تروریستی طالبانی، توأم با دزدان طالبی ،معادن کشور در ولایات تخار و بدخشان را رهزنانه غصب و چور و چپاول نموده و نام آن را « استخراج معادن طلا» گذاشته اند. دزدان امارتی، عمدتا از ولایات جنوبی، با استفاده از امکانات تخنیکی سوسیال امپریالیسم چین، با سوق بخش عمده نیروی کار مطلوب شان از جنوب کشور، وحشیانه زمین های مردم مناطق شمال شرق (تخار و بدخشان) را غصب نموده، زمین های به اصطلاح دولتی را نیز ملک طلق خویش دانسته و با بستن قرار داد های میلیونها دالری با شرکت های چینی، از یکسو در بستر مغازله با سوسیال امپریالیسم چین غنوده اند، و از دیگر سو با زور تفنگ و ماشین سرکوب، منابع معدنی ولایات شمال شرق افغانستان را به سوسیال امپریالیسم چین تقدیم نموده، خود با اخذ کمیشن از شرکت های چینی و تبانی در دزدی معادن، بر گرده مردم افغانستان پای مانده اند. اکثریت مردم ولایات بدخشان و تخار در فقر، بیکاری و ناامنی به سر برده، حتی آب آشامیدنی کافی ندارند. طالبان تروریست که مسول و مقصر این سیه روزی مردم اند، اینک به گونه ستم مضاعف، علاوه بر چاپیدن و غارتیدن معادن افغانستان، محیط زیست را نیز درولایات مذکور تخریب نموده اند. آلوده شدن منابع آبی که غرض « طلا شویی » و در راستای « پروسه استخراج طلا» به کار رفته اند، خود بحران آب آشامیدنی را عمیق تر و گسترده تر ساخته، سبب بیماری ها و جان باختن صدها هزار تن خواهد گردید. از دیگر سو، در پهلوی غارت منابع معدنی و تخریب محیط زیست، کشاورزی و دامداری را نیز به بحران کشانیده اند. تروریست های طالبی بدین وسیله می کوشند که مردم بومی ولایات شمال شرق افغانستان را به تنگ آورده و به کوچ اجباری بکشانند. این برنامه نیز بخشی از برنامه شوونیسم قبیله یی تروریست های طالبی برای کوچانیدن مردمان بومی و تخلیه زمین های « سوخته» برای تداوم پروسه اشغال خزنده بهوسیلهٔ قبایل جنوبی وسایر قبایل افغان بوده، سبب می گردد که ترکیب قومی در مناطق شمال شرق افغانستان تغییر کند. بدین ترتیب می بینیم که مردم فقیر ولایات شمال شرق افغانستان همانگونه که قربانیان تاراجگری ها و ستمگری طبقاتی طالبان وسرکاران سوسیال امپریالیست چینی آنها هستند، پامال ستمگری قومی طالبان نیز بوده اند. خیزش ها و مقاومت حماسی مردم چاه آب و« سمتی» ولایت تخار و نیز مقاومت مردمان« شهربزرگ» و سایر حصص بدخشان در برابر تاراجگران معادن، فصلی درخشان از مقاومت مردم بومی در برابر شوونیسم قبیله است، شوونیسمی که هنوز و بسی وحشیانه تر از پیش، سیاست انتقال ناقلین به شمال افغانستان را شدت بخشیده است. چشمپوشی از واقعیت ها، خیانتی است عظیم. آنعده از نیروهای سیاسی که تنها یک پهلو از جنایت کاری طالبان یعنی ستمگری طبقاتی شانرا می بینند و چشم بر ستمگری قومی شان بسته اند، عملاً در سنگر توجیه یا تطهیر ستمگران تروریست قرار گرفته اند. سازمان کارگران افغانستان، خیزش ها و مقاومت های برحق خلق های افغانستان در برابر تروریست های طالبی را مرحبا گفته و فراخوان می دهد که شورش در برابر ستمگران و جنایتکاران تاراجگر، حق توده ها است. سوسیال امپریالیست های چینی بهخاطر داشته باشند که همانگونه که خیانت شان به سوسیالیسم فراموش خلق های چین نمی شود، جنایات و تاراجگری شان در افغانستان نیز فراموش مردم ستمدیده افغانستان نخواهد شد. خلق های قهرمان ما، همانگونه که طی تاریخ خویش پوزه هر اشغالگر و استعمارگری را به خاک مالیده اند، همانگونه که اینک در برابر تاراجگران سوسیال امپریالیسم چین ایستاده اند، پوزه تاراجگران سوسیال امپریالیسم چین را نیز به خاک خواهند مالید. آری، تروریست های طالبی در برابر مقاومت قهرمانانه خلق های ما سرانجام از پای درخواهند آمد. روسیاهی تاریخی از آن عناصر و « نیروهایی» است که در راستای تطهیر و حمایت از تروریسم طالبانی، شب از روز نمی شناسند. در سنگر دفاع از خواست های دادخواهانه خلق های افغانستان، به پیش
یا مرگ یا آزادی
انقلاب زنده باد
سازمان کارگران افغانستان (م.ل.م)
هشتم جنوری 2026 میلادی
