نویسندهاندرو کوریبکو
۵ فبروری ۲۰۲۶
بهگونهٔ فرضی ممکن است گزارش روزنامهٔ فایننشل تایمز به واقعیت مبدل گردد، اما برای وضاحت کامل باید گفت که این تنها گمانهزنی است و احتمال اینکه روسیه با چنین طرحی موافقت کند بسیار اندک میباشد.
ایالات متحده ماه گذشته حمایت خود را از حضور نیروهای ناتو در اوکراین اعلام نمود؛ پس از آنکه نمایندگان ویژهٔ دونالد ترامپ، استیو ویتکاف و جرد کوشنر، برای نخستین بار اصل «تضمینهای امنیتی» را ستایش کردند. این موضعگیری درست پس از آن صورت گرفت که فرانسه و بریتانیا تعهد نمودند در صورت برقراری آتشبس، نیروهای نظامی خود را به اوکراین اعزام نمایند. این روند پیشتر بهگونهٔ مفصل مورد تحلیل قرار گرفته است. گزارش تازهٔ فایننشل تایمز که اندکی پیش از دور دوم گفتوگوهای سهجانبهٔ روسیه، اوکراین و امریکا نشر شد، نشان میدهد که هر سه طرف در مورد این اصل بسیار جدی هستند.
بر اساس منابع این روزنامه، آنان همراه با اوکراین بر یک طرح سهمرحلهای تطبیق آتشبس توافق کردهاند. طبق این طرح، در ۲۴ ساعت نخست پس از هرگونه تخلف ادعایی روسیه، پاسخ نظامی از سوی ارتش اوکراین داده خواهد شد؛ در ۲۴ ساعت بعدی، نیروهای موسوم به «ائتلاف داوطلبان» وارد عمل میشوند؛ و در ۲۴ ساعت پایانی، اگر روسیه عقبنشینی نکند، نیروهای امریکایی مداخله خواهند کرد. در چنین شرایطی، حتی یک رویداد کوچک مرزی ـ که شاید بر اثر یک عملیات ساختگی (پرچم دروغین) از سوی اوکراین بهوجود آید ـ میتواند در ظرف تنها ۷۲ ساعت به جنگ جهانی سوم منجر شود.
این سناریوی تاریک بهویژه در صورتی محتملتر میگردد که نیروهای ناتو پس از آتشبس به اوکراین اعزام شوند؛ همانگونه که منشی عمومی ناتو، مارک روته، در سخنرانی خود در پارلمان اوکراین (رادا) ـ که تصادفاً در همان روز نشر گزارش فایننشل تایمز ایراد شد ـ اعلام کرد. به گفتهٔ او:
«برخی از متحدان اروپایی اعلان کردهاند که پس از رسیدن به توافق، نیروهای خود را به اوکراین اعزام خواهند کرد: سربازان در زمین، طیارهها در هوا، و کشتیها در بحیرهٔ سیاه. ایالات متحده پشتوانهٔ نهایی خواهد بود.»
روسیه بارها هشدار داده است که هر نیروی خارجی را که در اوکراین مستقر شود هدف قرار خواهد داد و همچنین تقریباً به همان اندازه بارها مخالفت خود را با آتشبس اعلام کرده و بهجای آن، پایان همهجانبهٔ جنگ را پیشنهاد نموده است؛ پایانی که علل اساسی بحران را حل کند و بیطرفی اوکراین را دوباره برقرار سازد. بنابراین، موافقت با طرح سهمرحلهای تطبیق آتشبس ـ بهویژه اگر شامل استقرار نیروهای ناتو در اوکراین باشد ـ نشاندهندهٔ یک تغییر بسیار بزرگ در سیاست روسیه خواهد بود.
باید بهصراحت گفت که هیچ مقام رسمی روسیه تاکنون سخنی نگفته است که حتی بهطور غیرمستقیم بتوان آن را نشانهٔ بررسی چنین طرحی از سوی کرملین دانست؛ از اینرو، این موضوع هنوز صرفاً در قلمرو حدس و گمان قرار دارد. با آنهم، نمیتوان آن را کاملاً منتفی دانست و از دید نظری ممکن است روسیه قانع گردد که با این طرح موافقت نماید. بهعنوان یک تمرین ذهنی، مشوقهایی میتواند شامل عقبنشینی اوکراین از دونباس، ایجاد یک مشارکت استراتژیک مبتنی بر منابع میان روسیه و امریکا، و کاهش تدریجی و سریع تحریمها باشد.
چنین معاملهای از دیدگاه روسیه میتواند اینگونه توجیه شود که هزینههای نظامی، مالی و فرصتهای از دسترفتهٔ ادامهٔ جنگ برای تحقق اهداف حداکثری که در آغاز «عملیات ویژه» اعلام شده بود، اکنون بیش از منافع آن شده است. این بدهبستان فرضی سبب میگردد که روسیه بهصورت مسالمتآمیز کنترول احساسیترین قلمرو مورد ادعای خود را بهدست آورد، ایالات متحده بهعنوان رهبر ناتو در امنیت و رفاه روسیه سهم پیدا کند، و نفت روسیه بهتدریج به بازار جهانی بازگردد.
همچنین تسلیحات استراتژیک روسیه ـ مانند راکتهای مافوقصوت اورِشنیک، زیردریاییهای هستهای، و پهپادهای زیرآبی پوزیدون که توان ایجاد سونامیهای ویرانگر را دارند ـ میتواند غرب را از تشدید بحران پس از هر رویداد ساختگی اوکراینی بازدارد و بدینگونه امنیت روسیه را حتی در چارچوب طرح سهمرحلهای و حضور نیروهای ناتو در اوکراین تضمین نماید.
بنابراین، از نگاه فرضی ممکن است گزارش فایننشل تایمز به واقعیت بپیوندد، اما برای تأکید دوباره باید گفت که این تنها یک گمانهزنی است و بهمراتب محتملتر آن است که روسیه با چنین طرحی موافقت نکند.

