دیدگاه یک کارشناس دربارهٔ یک رویداد جاری
در حالیکه کشورهای نوردیک در حال بازنگری سیاستهای امنیتی خود هستند، تلاش برای دستیابی به سلاح هستهای مشکلات بیشتری نسبت به راهحل ایجاد خواهد کرد.
نویسنده: نامان کارل-توماس هابتوم (Naman Karl-Thomas Habtom)
سمت نویسنده: پژوهشگر غیرمقیم در انستیتوت کوئینسی برای سیاست مسئولانهٔ دولتها
منبع: Foreign Policy
۲ فبروری ۲۰
در تاریخ ۲۵ جنوری، نخستوزیر سویدن، اولف کریسترسون، تأیید کرد که «گفتوگوهای جاری با فرانسه و بریتانیا» دربارهٔ همکاری احتمالی در زمینهٔ سلاحهای هستهای جریان دارد و حتی گفت: «مهم است که در اروپا قدرتهای مجهز به سلاح هستهای وجود داشته باشند.»
تلاش ایالات متحده برای گسترش قلمرو خود به زیان دانمارک و ادامهٔ مقاومت روسیه در برابر تحریمهای غرب و کمکهای نظامی به اوکراین، فرضیات بنیادی امنیت نوردیک را زیر سؤال برده است. بهتدریج، بحث در این منطقه به سمت امکان توسعهٔ سلاح هستهای سوق یافته است.
اما این کار یک اشتباه خواهد بود. حرکت بهسوی هستهایشدن، امنیت اروپا را بیشتر بیثبات میسازد و در عین حال بعید است که به تولید واقعی بمب منجر شود.
منطقهٔ نوردیک تازهترین بخش جهان است که در آن، به دلیل تردید نسبت به تعهدات امنیتی امریکا، بحث دستیابی به سلاح هستهای عادی شده است. سال گذشته بیش از ۷۰ درصد شهروندان کوریای جنوبی در نظرسنجیها از ایجاد برنامهٔ بومی سلاح هستهای حمایت کردند. پس از دیدار پرتنش رئیسجمهور اوکراین، ولودیمیر زلنسکی، با رئیسجمهور امریکا در فبروری ۲۰۲۵، نخستوزیر پولند، دونالد توسک، به پارلمان کشورش گفت:
«پولند باید به پیشرفتهترین تواناییها، از جمله سلاح هستهای و جنگافزارهای مدرن غیرمتعارف، دست یابد.»
کشورهای دیگر نیز به شیوههای متفاوت بر بازدارندگی هستهای تأکید میکنند. بریتانیا در ماه جون اعلام کرد دستکم ۱۲ جنگندهٔ دومنظورهٔ F-35A خریداری خواهد کرد تا توان هستهای خود را گسترش دهد. در سپتمبر، عربستان سعودی و پاکستان پیمان دفاعی امضا کردند که برخی گمان میکنند میتواند چتر هستهای پاکستان را بر ریاض گسترش دهد. همزمان، بحث دربارهٔ «بازدارندگی اروپایی» بهعنوان بدیلی برای چتر هستهای امریکا مطرح شده است.
در چنین فضایی، شمال اروپا نیز هرچه بیشتر نظامی میشود و پنجرهٔ گفتوگو (Overton window) به جایی رسیده که بحث آشکار دربارهٔ سلاح هستهای نوردیک امکانپذیر شده است.
ایدهٔ بمب نوردیک تازه نیست. در اوایل جنگ سرد، سویدن برنامهٔ هستهای خود را برای حفظ بیطرفی آغاز کرد. در سال ۱۹۵۷، سازمان استخبارات مرکزی امریکا (CIA) ارزیابی کرد که استکهلم «به اندازهٔ کافی پیشرفته است تا طی پنج سال بتواند چند سلاح هستهای تولید کند.» ناروی نیز زمانی به این فکر افتاد، اما به دلایل اقتصادی و فنی آن را کنار گذاشت. دانمارک نیز در سال ۱۹۵۷ بهطور پنهانی به امریکا اجازه داد سلاح هستهای در گرینلند مستقر کند؛ سیاستی که تا سال ۱۹۶۸ ادامه یافت، زمانی که یک بمبافکن B-52 حامل سلاح هستهای سقوط کرد و جزیره را با بقایای پلوتونیوم آلوده ساخت.
از دههٔ ۱۹۶۰ به بعد، فنلند و سپس سویدن تمرکز منطقه را از گسترش سلاح هستهای به خلع سلاح تغییر دادند و خواستار ایجاد منطقهٔ عاری از سلاح هستهای در نوردیک شدند. اما پیوستن تدریجی این کشورها به ناتو، این موضع ضد هستهای را تضعیف کرد. در انتخابات ۲۰۲۴، رئیسجمهور فنلند، الکساندر استاب، آمادگی خود را برای عبور سلاحهای هستهای از خاک فنلند اعلام کرد. نخستوزیر سویدن نیز رد نکرد که این کشور میزبان سلاح هستهای شود. دانمارک و ناروی هنوز رسماً مخالفاند، اما در سال ۲۰۲۵ دانمارک نشانههایی از تغییر سیاست نشان داد.
برخی مقامهای سویدنی همچنین از پیشنهاد رئیسجمهور فرانسه، امانوئل مکرون، برای گسترش چتر هستهای فرانسه به کل اتحادیهٔ اروپا استقبال کردهاند. اما مشخص نیست که پس از پایان دورهٔ مکرون، پاریس به چنین تعهدی پایبند بماند.
از زمان بازگشت دونالد ترامپ به کاخ سفید، سیاستهای امنیتی اروپا و بهویژه نوردیک پرریسکتر شده است. فنلند در جنوری از کنوانسیون منع ماینهای ضد نفر خارج شد و بحث دربارهٔ بازدارندگی هستهای مستقل شدت گرفت. امروز دیگر سخن گفتن از سلاح هستهای تابو نیست.
با وجود همهٔ نگرانیهای امنیتی، اکنون زمان مناسبی برای سلاح هستهای نوردیک نیست.
نخستین مشکل، هزینهٔ مالی است. ایجاد چنین برنامهای پروژهای عظیم صنعتی خواهد بود که به اقتصاد فرماندهیشده نیاز دارد. فنلند با کسری بودجهٔ ۴.۵ درصد تولید ناخالص داخلی روبهرو است و بدهی آن به ۹۰ درصد خواهد رسید. سویدن نیز بودجهٔ دفاعی خود را با قرضه تأمین میکند. در دانمارک، احزاب حاکم در انتخابات محلی با مخالفت عمومی نسبت به افزایش هزینههای نظامی روبهرو شدهاند.
راکتورهای موجود برای تولید پلوتونیوم درجهٔ نظامی کافی نیستند و باید راکتورهای جداگانه ساخته شود. علاوه بر بمب، سیستمهای پرتاب (موشکها، زیردریاییها یا هواپیماهای هستهای) نیز میلیاردها دالر هزینه خواهند داشت. تجربههای گذشته نشان میدهد که پروژههای بزرگ معمولاً با تأخیر و افزایش هزینه روبهرو میشوند.
برخی پیشنهاد میکنند یک برنامهٔ مشترک هستهای نوردیک ایجاد شود. اما در عمل، سازوکار تصمیمگیری مشترک بسیار دشوار است: چه کسی اجازهٔ استفاده از سلاح را خواهد داشت؟ همهٔ نخستوزیران یا فقط اکثریت؟ نقش فرماندهان نظامی چه خواهد بود؟
حتی اگر چنین سلاحی ساخته شود، نتیجهٔ نهایی احتمالاً ناامنی بیشتر خواهد بود. خطر تشدید تصادفی بحران افزایش مییابد و مرزهای نوردیک با روسیه به خط مقدم جدیدی شبیه دوران جنگ سرد بدل خواهد شد. افزون بر آن، خطر خرابکاری، حملات سایبری و عملیات مخفی علیه این برنامه وجود خواهد داشت؛ همانگونه که در مورد ایران، سوریه و عراق دیده شد.
در نهایت، برنامهٔ هستهای نوردیک به مسابقهٔ تسلیحاتی جهانی دامن خواهد زد و دیگر کشورها نیز خود را مجاز به دنبال کردن چنین سلاحهایی خواهند دانست.
اگر سلاح هستهای نوردیک نه محتمل است و نه مطلوب، عادیسازی بحث آن تنها محیط امنیتی ناپایداری را در همسایگی بزرگترین قدرت هستهای جهان ایجاد میکند.
راه بهتر برای کشورهای نوردیک این است که برای ازسرگیری مذاکرات کنترل تسلیحات میان امریکا و روسیه تلاش کنند، ایجاد منطقهٔ عاری از سلاح هستهای در نوردیک را ترویج دهند و از تغییر یکجانبهٔ محیط راهبردی پرهیز نمایند.
گاهی هیچ کاری نکردن، بهتر از انجام کاری نادرست است.

