منبع: مدرن دیپلماسی
۱ مارچ ۲۰۲۶
———————————————–
کشتهشدن آیتالله علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی ایران، در حملات هوایی مشترک ایالات متحده و اسرائیل، نظام مذهبی حاکم بر ایران را در معرض بحرانی جدی قرار داده است. هنوز مشخص نیست چه کسی جانشین او خواهد شد یا ساختار قدرت آینده چه شکلی به خود میگیرد. در حالی که حملات همچنان برخی مقامات ارشد ایرانی را هدف میگیرند، یک کمیتهٔ موقت وظایف رهبری را بر عهده گرفته است.
قدرت سیاسی در ایران بر پایهٔ نظریهٔ ولایت فقیه بنا شده است؛ اصلی که از زمان انقلاب ۱۳۵۷ و به رهبری آیتالله روحالله خمینی تثبیت شد و بر اساس آن، یک فقیه ارشد تا ظهور امام دوازدهم زمام امور را در دست دارد. رهبر جدید نیز باید از روحانیان عالیرتبه باشد و در شرایطی بحرانی بتواند اقتدار خود را اعمال کند.
طبق قانون اساسی، رهبر جدید باید ظرف سه ماه تعیین شود. تا آن زمان، شورای رهبری موقت شامل رئیسجمهور مسعود پزشکیان و چند روحانی ارشد ادارهٔ امور را بر عهده دارد. انتخاب رهبر جدید بر عهدهٔ مجلس خبرگان رهبری است، اما حملات اخیر برگزاری جلسات این نهاد را دشوار کرده است. هرچند خامنهای جانشینی تعیین نکرده بود، افراد بانفوذی چون علی لاریجانی، مشاور ارشد او، نقش مهمی در تصمیمگیری نهایی خواهند داشت.
در میان گزینههای احتمالی، نام مجتبی خامنهای، فرزند رهبر پیشین، مطرح است، هرچند وضعیت او پس از حملات اخیر نامعلوم است. حسن خمینی، نوهٔ بنیانگذار جمهوری اسلامی، نیز از گزینههای محتمل به شمار میرود؛ دیدگاههای اصلاحطلبانهٔ او میتواند به کاهش تنشها با غرب و افکار عمومی کمک کند. دیگر چهرهها شامل آیتالله علیرضا اعرافی و غلامحسین محسنیاژهای هستند که بهدلیل گرایش محافظهکارانه احتمالاً سیاستهای سختگیرانهٔ خامنهای را ادامه خواهند داد. همچنین نام احمد علمالهدی و محسن اراکی، دو روحانی تندرو با نفوذ سیاسی، نیز مطرح است.
حسن روحانی، رئیسجمهور پیشین، نیز به لحاظ جایگاه روحانی صلاحیت دارد، اما احتمال دارد محافظهکاران به او اعتماد نکنند.
نقش سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در تعیین رهبر بعدی بسیار مهم است. این نهاد تنها به رهبر پاسخگوست و همواره در تصمیمهای رهبری نفوذ داشته است. با این حال، تلفات گستردهٔ فرماندهان ارشد در حملات اخیر، آیندهٔ نفوذ سپاه را مبهم کرده است. مرگ قاسم سلیمانی و دیگر فرماندهان برجسته، قدرت سنتی سپاه را کاهش داده و موازنهٔ درونی قدرت را تغییر داده است. نیروهای بسیج، که بخشی از سپاهاند و در کنترل داخلی و فعالیتهای اقتصادی نقش پررنگ دارند، میتوانند در تعیین رهبر جدید تأثیرگذار باشند.
نقش مردم در تعیین مسیر آیندهٔ سیاسی کشور محدود است. ایرانیان رئیسجمهور و نمایندگان مجلس را انتخاب میکنند، اما قدرت اصلی در دست رهبر است. اعتماد عمومی به روندهای انتخاباتی در سالهای اخیر کاهش یافته است. هرچند پزشکیان در شورای موقت حضور دارد، توان واقعی او برای تأثیرگذاری بر روند جانشینی روشن نیست. از آنجا که همهٔ نامزدهای مجلس خبرگان باید از فیلتر شورای نگهبان عبور کنند، احتمال ورود صدای مخالف به ساختار سیاسی بسیار اندک است.

