نویسنده :نعیم سلیمی
6 مارچ 2021
دریک عبارت مختصر که هم مبتداودرعین حال هم خبرو نتیجه گیری این نوشته را تشکیل می دهد ، باید یادآور شد که ما بار دیگر در آستانه تجلیل از هشتم مارچ دیگری؛ جشن بین المللی زنان کارگر قرار داریم ؛روزیکه از میان جنبش سوسیالیستی قرن نزدهم سر بیرون نمود و پا به عرصه وجود گذاشت و با دگرگونی های انقلابی سال 1917 روسیه به گونه «ثابت» داخل تقویم انقلابی جهانی گردید .
اما در زمان حاضر دولت ها ، سازمان های بین المللی ، از جمله سازمان ملل متحد ، رسانه های جمعی و طبقات حاکم قدرت کشور های مختلف سرمایه داری که این رسانه ها در خدمت آن ها قرار دارد ، سعی می نمایند تا اصالت هشت ماچ راانکار نموده واز تعلق آن به جنبش جهانی سوسیالیستی اغماض به عمل آورند و با نام گزاری آن به «روز جهانی زنان» این روز رااز محتوای انقلابی و طبقاتی آن تهی سازند ، امایاد آوری ازین روز لاجرم مستلزم یاددهانی از مبارزه تاریخی زنان علیه استبداد ، بیداد و در عین زمان استثمار و بهر کشی کاپیتالیسم از کار مزدوری می باشد که نمیتوان آن را مجزا از مقاومت طبقات محروم جامعه و زنان کارگر در برابر استعمار ، امپریالیسم ، بردگی ، نژاد پرستی ، تبعیض نژادی و جنسیتی و پدر سالاری ، مورد تجزیه و تحلیل قرار داد .
گسترش سرمایه داری و همراه با آن تولید کارخانه ای ، فروپاشی نقش سنتی کلیسا، کم رنگ شدن کار خانه و آشپزخانه و نگهداری اطفال را که جامعه کهنه دهقانی برای زنان در قریه ها و قصبه ها در یک ساختار فئودالی در حال زوال ، نگهداری مینمود ، آغازگر شد .
با ظهور و پیدایش جنبش کارگری سازمان یافته در قرن نزدهم بشریت شاهد شکل گیری نقش رزمنده و پیگیر زنان در فراسوی اقیانوس اطلس بود که تولد یک عصر کاملا تازه ای را بشارت می داد که براساس آن زنان بخش فعالی را در تولید اجتماعی ایفا مینمودند . کارل مارکس درین مورد طی نامه ی به یک تن از سوسیالیست های معاصر ش درآن زمان بنام کگلمن Kugelman دررابطه با مبارزات سترگ زنان در جریان انقلاب فرانسه می نویسد : « کسی که چیزی را از تاریخ بفهمد میداند که تغییرات اجتماعی بزرگ ، بدون خیزش و رستاخیز زنان میسر نیست. »
ایجاد بخش نمایندگی زنان در انجمن بین الملل اول کارگران در سال1871از جانب مارکس و انگلس مورد تشویق و ترغیب قرار گرفت که در بخش بزرگی از اروپای آن زمان به تناسب امروزشرایط عقب مانده ای در رابطه با برتری طلبی مردان در جامعه نسبت به زنان ، مستولی بود ؛ در چنین یک شرایطی اگست ببل August Bebel یکی از هواخواهان مارکس و انگلس و بنیانگذار جنبش سوسیالیستی در آلمان از تمامی سوسیالیست ها دعوت به عمل آورد تادر برابر گرایشات تبعیض جنسیتی در میان جنبش کارگری ، مبارزه نمایند . و از همه جالبتر این است که در چنین ما حول و فرصتی با همه تضاد های برخاسته از نظام سرمایه داری شخصیت بزرگ انقلابی روزا لوکزامبورگ به مثابه یکی از رهبران جنبش سوسیالیستی اواخر قرن نزدهم و اوایل قرن بیستم سر بیرون کرد که با تمامی گرایش های منفی فرصت طلبانه و آشتی جویانه در میان جنبش سوسیالیستی مبارزه مینمود .
در اوایل روش خاصی مشهور به آژیتاسیون ؛وسیله تاثیر گزاری سیاسی بالای توده های مردم از طریق گفتمان ، سخنرانی ، انتشار کتاب ها و مقالات تبلیغی از جانب سو سیال دموکرات ها در مورد مساله زنان مطرح گردید که دیگر سوسیالیست های اروپایی و سازمانهای آنارشیستی چنین کاری را بعدتر در نیمه دوم قرن 19 روی دست گرفتند . تنها در جر منی قبل از جنگ جهانی اول ، نشریه های مختص به زنان سو سیال دموکراسی جر منی که بیشتر از یکصد هزار( 100,000 ) مشترک داشت با تأليف آثاری از جانب نویسنده نا موری بنام Clara Zetkin /کلارا ز تکین ، وجود داشت .
«درسال 1910، کلارا ز تکین در جریان کنفرانس بین الملل دوم در کوپنهاگن دانمارک برای یکصد هیأت نمایندگی از 17 کشور پیشنهاد تجلیل از روز بین المللی زنان کارگر رامطرح ساخت . مناسبت این موضوع عبارت از رویدادی بود که در سال 1909به وقوع پیوست و بنام » قیام 20000 ( بیست هزار ) نفری » که در آن هزاران تن از کارگران لباس دوزی در ایالات متحده آمریکا برای ازدیاد دستمزد های کارگری و دسترسی به حقوق تشکل اتحادیه ای دست به اعتصاب زده بودند ، شهرت پیدا نمود.
در سال 1910 فراخوان دیگری برای مبارزه با بهبود شرایط زنده گی ، امحاء کار مزدوری کودکان و حق رای دهی صورت گرفت . در روشنایی این رویداد ها ، حزب سوسیالیست ایالات متحده آمریکا موافقت نمود تا آخرین یکشنبه ماه فبروری را بنام » روز ملی زنان » نامگذاری نماید . زنان کارگر جهان قطعنامه یی را به تصویب رساندند و دست به یک ابتکار عمل آغازین بین المللی زدند . به تاریخ 19 مارچ 1910 ، میلیون ها کارگر در سراسر جهان برای دسترسی به یک شرایط زندگی خوب با یاد آوری از انقلاب های 1848 به خیابان ها سرازیر شدند .
در سالیان 1913 و 1914 قبل از درگیری جنگ جهانی اول میلیون ها زن در ماه مارچ بر علیه خشونت حکومت های امپریالیستی و جنگ دست به اعتراض زدند . در کشور های روسیه و جر منی ، ازین روز بطور رسمی به تاریخ هشتم مارچ به مثابه روز زن تجلیل به عمل می آمد .
در همین روز ( 8 مارچ ) در سال 1917 جنبش گسترده زنان خواستار دریافت نان گردیدند و به سرعت چنین خواستی مبدل به مطالبه های بطلان شاهی ، رد جنگ و بصورت قطع به یک درگیری انقلابی انجامید که به دودمان سلطنتی رومانوف[سلسله اشرافی قدرتمند روسیه آن زمان ] خاتمه بخشید .
به دنبال پیروزی انقلاب اکتوبر در روسیه کمیساریا مردمی برای رفاه اجتماعی ، بطور رسمی 8 مارچ را که به روز زن مبدل شود،اعلان نمود.» ( مکزیک : 8 – 9 مارچ ، مبارزه بر علیه خشونت جنسی و سرمایه داری ، نشریه در دفاع از مارکسیسم ، لیگ انقلابی زنان، 9 مارچ 2020 ) .
آنچه را که در حاشیه این مطلب می خواهم یاد آور شوم این است که در نتیجه درگیری های انقلابی که از آن یاد آوری گردید به تاریخ 23 فبروری [ هشتم مارچ در تقویم نوین ] جرقه انقلاب از پتروگراد که در آنزمان بنام سنپترزبورگ یاد میشد ، از جانب کارگر زنان صنعت نساجی آغاز گردید و در نتیجه 90,000 کارگر اعم از زن و مرد دست به اعتصاب زدند و این شاهکار تاریخی » فتح بزرگ » به کهن ترین ساختار استبدادی در اروپا خاتمه داد و به رسمیت شناختن تجلیل سالیانه هشت مارچ را برای گرامیداشت از مبارزات طبقه کارگر به خاطر تحقق حقوق بر حق آن با گذشت هر سال و هر دهه تا امروز سکه زد . همچنان لازم به یاد آوری است که در نتیجه و دنباله همان پیروزی بزرگ برای بار اول در تاریخ اولین زن داخل کابینه حکومتی گردید و به سمت کمیسار رفاه اجتماعی تعین گردید . این زن یک بانویی بود به نام الکساندرا کولونتای ، انقلابی بلشویکی ، فعال و مبارز حقوق زنان و سیاستمدار شوروی که بعد ها به سمت اولین سفیر و دیپلمات زن در جهان نیز شهرت یافت .
با این مروری مختصر و کوتاه به تاریخ جنبش انقلابی زنان و جایگاه هشتم مارچ درآن متاسفانه باید یاد آور شوم که بعد از گذشت سالیان متمادی باز هم در یک بحث کلی کارگر زنان افغانستان و جهان ، چه کارگران جسمی و چه هم ذهنی ، هنوز نتوانسته خود را از دایره نفوذ ایدئولوژی کاذب سرمایه داری ، خانه – آشپزخانه – کلیسا و یا مدرسه رها سازند و از یک طبقه درخود به یک طبقه برای خودشان مبدل شوند .
البته که وضعیت زنان در کشور های پیشرفته سرمایه داری نسبت به افغانستان و سایر زنان که در کشور های جهان سومی بسر می برند در زمینه دسترسی به حقوق و امتیازات شان متفاوت تر و بهتر میباشد . زیرا که درین کشور ها حضور و تشکل گسترده تر آن ها در اتحادیه ها و سایر تشکیلات و سازمانهای متعلق به زنان توانسته است در کوتاه مدت چتر حمایتی قانونی نسبی را در برابر استثمار« برهنه » سرمایه داری فراهم سازد .
اما افغانستان کشوری است کاملا متفاوت که فضا و محیط اجتماعی – سیاسی آن در طی دو دهه سلطه دموکراسی لیبرال سرمایه داری از یکطرف و چهار دهه جنگ از جانب دیگر با دود ، آتش و خاکستر انباشته شده است . برخلاف حضور تشریفاتی و سمبولیک زنان در ادارات دولتی به حیث وزیر ، وکیل ، سفیر و …. ، تصویر متفاوتی را از جمعیت میلیونی زنان و کودکان کارگر که سر شماری دقیق آن متاسفانه بنا بر موجودیت وضعیت جنگی در دسترس نیست ، ترسیم مینماید که حکایتی از بینوایان قرن بیست و یکم را در زمان فراوانی نعمت های مادی در جهان برای ما تداعی مینماید . بامداد بینوایان کابل و سایر شهر های بزرگ وطن با سر خوردن و مواجه شدن بدون توقف و اذیت کننده با جمعیت گسترده بیشمار گدای گر زنان که کودکان خود شان ، خویشاوندان و یا دیگران را به گونه کرایی به منظور گدایی و امرار معاش در روی خیابانها در سردترین روز های زمستان و گرم ترین گرمای تابستان به نمایش می گذارند،آغازوخاتمه پیدا می نماید . بنا برین تجلیل از هشتم مارچ که هر سال به شیوه تشریفاتی در روز های قبل از فرا رسیدن این مناسبت از جانب ارباب و حکام پو شالی سرمایه داری افغانستان محافل شان داری را برپا می کنند ، در حقیقت نه تجلیل از هشتم مارچ یعنی روز رهایی زنان از اشکال ستم اجتماعی ، بلکه نیشخندیست در برابر گرامی داشت ازین روز بزرگ .
در پایان می خواهم یاد آور شوم که درین نوشته بیشترین توجه به جایگاه تاریخی 8 مارچ صورت گرفت و یک تصویر کلی از افغانستان برای خواننده پیشکش گردید که ایجاب می نماید دیگران در مورد وضعیت زنان کشور درکل و مطالبات کارگر زنان به طور اخص، مقاله های بیشتر تحلیلی را بیرون دهند .
در یک جمله کوتاه می شود گفت : « تغییر موقف زنان از ریشه و بنیاد زمانی امکان دارد که تمامی شرایط اجتماعی ، فامیلی و خانوادگی هستی وجودی دگرگون شود.»
( تروتسکی ، زنان و خانواده ، ص 45 )
*فرخنده باد هشتم مارچ ، روز بین المللی زنان کارگر !
*سرنگون باد سرمایه داری و کار مزدوری سرمایه !
*هشتم مارچ رااز چهار دیواری قصرها و حصار های سرمایه داری بیرون نموده و بایسته است تا آن را در میان کارخانه ها ، مردم و اهرم پائینی جامعه ببریم !

