جبهه مردم افغانستان
(جما)
د افغانستان ولس جبهه
Afghanistan people’s front

تجارت با خون و رنج مهاجر !

خبرگزاری وابسته به رژیم ارتجاعی جمهوری اسلامی ایران گزارشی تحت عنوان بیعت مهاجرین افغانستانی به رهبر جدید ) این کشور منتشر نموده که متن گزارش : (به اساس گزارش خبرگزاری سریع؛ هزاران تن از برادران و خواهران مهاجر افغانستانی مقیم شهر مشهد ایران در یک حرکت خودجوش و مردمی، با برگزاری اجتماع عظیمی، وفاداری تزلزل‌ناپذیر خود را با رهبری جمهوری اسلامی ایران، آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای، تجدید میثاق کردند.

این تجمع که در میدان شهدای گمنام مشهد برگزار شد، با حضور گسترده فعالان فرهنگی، روحانیون، و قشر جوان و خانواده‌های مهاجر همراه بود.

تجمع‌کنندگان، اقدام نظامی اخیر امریکا و رژیم اسرائیل علیه خاک جمهوری اسلامی ایران را نقض فاحش موازین بین‌المللی و توطئه‌ای آشکار علیه ثبات منطقه خواندند. آنان با استناد به تجارب تلخ خود از اشغال و جنگ در افغانستان، تصریح کردند که ملت‌های منطقه اکنون بهتر از هر زمان دیگری ماهیت توسعه‌طلبانه و جنایتکارانه امریکا را درک کرده‌اند

حضور پررنگ نسل جوان و خانواده‌ها در این گردهمایی، نشان داد که جامعه مهاجر افغانستانی، خود را در تحولات کلیدی منطقه‌ای و امنیتی شریک می‌داند. این حضور گسترده ثابت کرد که هیچ فاصله یا مانعی میان همدلی و همراهی جامعه مهاجر با نظام اسلامی و مردم مسلمان ایران وجود ندارد و پیوندهای تاریخی و عقیدتی میان مهاجرین و ساختار سیاسی و فرهنگی جمهوری اسلامی مستحکم باقی است.)

تبصره :

طبقه کارگر و دهقان نباید ابزار دست قدرت‌های حاکم باشند. مهاجرین افغانستانی در ایران لایه‌ی زیرین پرولتاریا هستند که در سخت‌ترین شرایط معیشتی و بدون حقوق شهروندی اولیه، چرخ‌های اقتصاد ایران را می‌چرخانند. این بیعت تاریخی، در واقع تلاشی است از سوی طبقه حاکم برای تبدیل این نیروی کار ارزان به گوشت دم توپ ایدئولوژیک ، این رژیم با استفاده از نیاز مالی و ناامنی حقوقی مهاجرین، آن‌ها را مجبور به نمایش وفاداری می‌کند تا مشروعیت لرزان خود را در پوشش وحدت اسلامی ترمیم کند.

اما سیاستی که در خدمت توده‌ها باشد، نه در خدمت یک فرد یا یک ساختار موروثی. جایگزینی رهبری و مفاهیم انقلابی با علایق یک خاندان یا طبقه خاص روحانیت، نوعی رویزیونیسم سیاه است. این تجمع، به جای آنکه جبهه‌ای علیه استثمارگران داخلی و جهانی باشد، به تئاتر تجلیل از قدرت تبدیل شده است. این تجدید میثاق با یک فرد، انحراف از آرمان‌های توده‌ای و حرکت به سمت کیش شخصیت است که مائو آن را ابزاری برای فریب خلق می‌دانست.

ما فکر می‌کنیم باید تضاد اصلی را شناخت. در حالی که امپریالیسم آمریکا و صهیونیسم دشمنان خلق هستند، اما طبقه حاکم در داخل نیز با سرکوب مطالبات کارگری و دهقانی، تضاد آشتی‌ناپذیری با خلق دارد. این خبر با برجسته کردن تهدیدات خارجی، سعی دارد تضاد طبقاتی داخلی (به‌ویژه تبعیض سیستماتیک علیه مهاجرین افغانستانی) را پنهان کند. رژیم از جبهه مقاومت به عنوان نقابی برای حفظ منافع طبقه بورژوا-بوروکراتیک خود استفاده می‌کند.

مسخره و بی مفهوم بودن آن است که این حرکت خودجوش توصیف شده، در واقع یک حرکت فرموده و از بالا به پایین است. توده‌های واقعی مهاجر، درگیر فقر، نداشتن حق بیمه و ترس از رد مرز شدن هستند. تجمعی که در میدان‌های شهر سازماندهی می‌شود، صدای واقعی رنج مهاجر افغانستانی نیست؛ بلکه صدای اشرافیت مذهبی»و جوانان ذوب در قدرت است که فرسنگ‌ها با واقعیت زندگی کارگران ساختمانی و کوره پزخانه‌ها فاصله دارند.

اندیشه روشنگرانه و علمی بر همبستگی جهانی کارگران تأکید دارد، نه بر پرچم‌های مقدس که مرزهای ملی و مذهبی ایجاد می‌کنند. شعار دفاع از ایران، دفاع از اسلام است ، یک مغلطه برای زنجیر کردن توده‌های افغانستانی به منافع ملی گرایانه یک دولت خاص است. مهاجر افغانستانی به جای بیعت با یک حاکم، باید با هم‌طبقه‌ های خود (کارگران ایرانی) برای سرنگونی ساختارهای استثمارگر متحد شود.

این خبر، بازتابی از احساسات مذهبی توده‌های ستمدیده به گروگان گرفته شده تا بقای یک ساختار قدرت تأمین شود. از نگاه انسانیت راه رهایی مهاجرین افغانستانی نه در میدان شهدای گمنام مشهد و نه در بیعت با حاکمان، بلکه در آگاهی طبقاتی و مبارزه علیه هر دو جبهه امپریالیسم جهانی و ارتجاع منطقه‌ای است.

باحرمت

حلقه مطالعاتی اخگر

۱ آپریل ۲۰۲۶

افغانستان

بیان دیدگاه