دسته: اجتماعی
-
داستان جهاد افغانستان، یا پروژه طالب سازی افغانستان
کریم پیکار پامیر بخش سوم و آخر سرسپردگی این افراد به اداره استخبارات نظامی پاکستان تا بدانجا بود که امام آنها درصفحه بیست وهشتم کتابش با این عبارات از آن متذکر میشود: «اینها یا روابط بسیار نزدیکی با ما داشتند و یا در مرحله ای بودند که در مناطق شان میتوانستیم جبهه بسازیم.» و متعاقباً…
-
سنگ صبور بغلان
نويسنده: سيد امير موسوى نصیر در بطن مادر بود که پدرش در جنگ های داخلی کشته شد، پدر کلان نصیر مرد کهن سال و فقیری بود که بعد از کشته شدن پسرش نتوانست از همسر پسرش مراقبت کند، مجبور شد مادر نصیر که باردار بود را خانه پدرش بفرستد بعد از مدتی مادر نصیر وضع…
-
کی گفته ریش مقدس است و نباید تمسخر شود!
نويسنده: لينا روزبه حيدرى یکی، انهم یک زن، نوشته به «ریشم و پشم» اهانت نکن که گناه دارد!….یعنی ما ریش و پشم را که یک بخش از جسم یک انسان مانند ناخن و غیره است را نیز مقدس ساختیم!!!… یعنی ریش هر مرد مقدس است!! نباید به آن ریش خندید، مردی که آدم کشته، بر…
-
هزاره جات، هزارجات، یاهزارستان؟
هزاره به معنی«هزارمین سال» یا «هزارسال» و دری/فارسی ست. چنانکه واژه های «روزه» «ماهه»، «ساله» و «صده» درهمین ردیف،همه دری/فارسی هستند و تازی نیستند. در حالی که رقم یا عدد «هزار» را در زبان عربها«»ألف» گویند. نه هزار یا هزاره، پس ناممکن است«هزارجات» نوشت و آن را به سادگی «ترکیب عربی» نامید. زیرا پسوند«جات» نیز…
-
بنیادگرایی وبنیادگرایی در افغانستان
روند مجدد انقلابی در حال تکوین در افغانستان که پس از شکست «مشروطه خواهی دوم» در سالهای ۱۹۶۰جان دوباره یافت، از همان آوان ظهور با شکستها و افتهای گوناگونی روبرو بود. نیروهای مترقی و دموکراتیک توسط دو نیروی ضد انقلابی، رژیم و بنیادگرایان مذهبی به انواع گوناگون تحت فشار قرار گرفتند و در این میان…
-
«نمیتوانم ببینم که دخترم را طالبان ببرند»
روایت زنان؛ نويسنده: زیبا بلخی به تنهایی در گوشهای از تاقاش و در کنار پنجره نشسته است، هنگامی که سر صحبت را باز میکند، با دو دست خود صورتاش را میپوشاند: «خوب شد که بخیر گذشت و اتفاقی برایم نیافتاد.» هنوز در شوک روزی به سر میبرد که از دست نیروهای امر به معروف طالبان…
