دسته: سیاسی
-
توفان درد
همچو صیدی بند دام قاتلان افتاده ایم این چه قسمت بود ما، در این مکان افتاده یم ملتی گشته اسیر نا کسان از ابلهی از نفاق و تفرقه، باهم به جان افتاده ایم سالها در کام غفلت با جهالت زیستیم آه بنگر بیخبر، از کاروان افتاده ایم! درد توفان کرد و بغضم در گلو پیچیده…
