جرقه طغیان قهرمانانه در خاک هرات، بار دیگر حقیقت جاودان تاریخ را به اثبات رساند «هر جا که ستم هست، مقاومت نیز در آنجا هست» ایستادگی دوشادوش زنان و مردان غیور در برابر گروه جهل و سرکوب امر به معروف طالبان نه یک اعتراض زودگذر بلکه غرش رعد آسای تودههای جان به لبآمده علیه فئودالیسم مذهبی، پدرسالاری عریان ، آپارتاید جنسیتی و استبداد طبقاتی حاکم است. هرات خروشان به ما آموخت که رهایی نه از راه التماس به نهادهای امپریالیستی بلکه از لوله تفنگ و مشتهای گرهخورده تودههای سازمانیافته میگذرد.
دستگاه سرکوبگر طالبان با توهم تسلیم مطلق جامعه، فرمان اسارت جنسیتی را صادر کرد تا نیمی از نیروی کار و پویایی جامعه (زنان) را در پشت دیوارهای دبل و بلند ارتجاع راکت نمایند. اما پاسخ مردمان هرات تبلور عینی یک آگاهی انقلابی بود که متمایزترین ویژگی این خیزش، حضور سلحشورانه مردان در کنار زنان ستمدیده بود. این همبستگی، توطئه رژیم برای جداسازی جنسیتی جامعه را با شکست مواجه کرد.
مردم آموختند که در برابر شلیک مستقیم و شلاق فاشیسم مذهبی، نباید منفعل بود. تقابل فیزیکی با ماموران، نشان از درک این اصل انسانی و انقلابی دارد که قدرت ارتجاع پوشالی است و در برابر اراده مردم شکل ببر کاغذی را به خود میگیرد.
از منظر ماتریالیسم دیالکتیک، وضعیت امروز افغانستان محصول همپیمانی پنهان و آشکار امپریالیسم جهانی با فئودالیسم قبیلهای-مذهبی است. طالبان به عنوان هیئت حاکمه وابسته و فئودال، ابزار سلطه اقتصادی و ایدئولوژیک بر مردم هستند. و سرکوب سیستماتیک زنان صرفاً یک تعصب کور نیست بلکه یک استراتژیی دقیق طبقاتی برای محرومسازی نیمی از خلق از حقوق اقتصادی، تثبیت مناسبات تولید فئودالی و مطیع نگهاداشتن کل طبقه زحمتکش است.
ما صراحتاً اعلام مینمایم که تکنوکراتهای فراری، جنگسالاران جیره خوار، دزدان دوره جمهوریت و مهرههای تاریخ مصرف گذشته غرب، هیچ سهمی در این مبارزه اصیل ندارند. دموکراسی بورژوایی و لیبرالیسم غربی دو روی یک سکه اند که پیش از این راه را برای بازگشت طالبان هموار کردند، بودند و هستند . آلترناتیوی واقعی، تنها و تنها قدرت تودهای است.
افغانستان بر اساس تمام شاخصهای عینی، تحت حاکمیت استبداد، در بحران عمیق مشروعیت و ناامنی ساختاری غوطه ور شده است. سرکوب خونین هرات و تیراندازی به کودکان و معترضان پوشالی بودن ادعای عفو عمومی و استقرار امنیت را برملا کرد. طالبان تنها امنیتِ گورستانی را برای مردم و امنیتِ غارت را برای خود و حامیان منطقهایشان میخواهند.
نارضایتی انباشتهشده در بطن جامعه باروت آماده انفجار است. اما مبارزه خودانگیخته بدون تئوری انقلابی و رهبری پیشرو فرجامی جز سرکوب نخواهند داشت.
بااحترام
حلقات مطالعاتی اخگر و روستاخیز .
گروپ اموزش و پرورش جوانان
افغانستان
۱۰ جون ۲۰۲۶

2 پاسخ به “اعلامیه حلقات مطالعاتی اخگر و روستاخیز !”
تحلیل زیبا قلم تان رسأ باد ، به امید آزادی مردم افغانستان از زیر ستم گروهسیاه . عبیدفار
لایکلایک
تحلیل زیبا ومناسب ازوضعیت فعلی . قلم تان روان ذهن تان خروشان باد . ابوزهر متقی
لایکلایک