جبهه مردم افغانستان
(جما)
د افغانستان ولس جبهه
Afghanistan people’s front

ترامپ؛ پس از کمبود موشک و پول برای جنگ،اکنون با کمبود نفت روبرو می‌شود

در حالیکه حوثی‌ها تهدید به محاصرهٔ تنگه در دریای سرخ می‌کنند، ایران برای نجات عرضهٔ جهانی انرژی وارد یک رقابت زمانی شده است

نویسنده: هانس فان لیوون

منبع: روزنامهٔ دیلی تلگراف

جمعه ۲۴ جولای ۲۰۲۶ مطابق ۲ اسد ۱۴۰۵

«ما اکنون شاهد یک مرحلهٔ جدید در جنگ هستیم.»

امیرمحمد اکرمی‌نیا، بریدجنرال ایرانی، صبح روز پنجشنبه به رسانه‌های دولتی گفت. او در این مورد اشتباه نمی‌کند.

شبه‌نظامیان حوثی ادعا کرده‌اند که دو نفتکش عربستان سعودی را در دریای سرخ بمباران کرده‌اند و به تهدید خود برای محاصرهٔ باب‌المندب عمل کرده‌اند.

این گروه مورد حمایت ایران که در یمن مستقر است، گفته است که ۱۰ نفت‌کش دیگر سعودی نیز مجبور به تغییر مسیر شده‌اند و اگر لازم باشد، آماده است خود عربستان سعودی را نیز هدف حملات هوایی قرار دهد.

عربستان سعودی از تنگهٔ باب‌المندب ــ که در ساحل مقابل کشور نسبت به تنگهٔ تحت فشار هرمز قرار دارد ــ به عنوان یک راه نجات برای انتقال نزدیک به پنج میلیون بشکه نفت خام در روز استفاده می‌کند و این نفت را از طریق یک خط لوله در سراسر کشور انتقال می‌دهد.

بنابراین، ایران با گشودن این جبههٔ جدید در دریای سرخ، هم‌زمان آغاز رقابتی را برای تثبیت عرضهٔ جهانی نفت رقم زده است.

فشار تازه بر ذخایر نفت جهان، بازارهای انرژی جهانی را به نقطهٔ بحرانی نزدیک‌تر می‌سازد؛ نقطه‌ای که پس از آن، کمبود شدید و زیان‌بار اقتصادی در عرضهٔ انرژی و افزایش زنجیره‌ای قیمت‌ها انتظار می‌کشد.

تا اکنون از یک بحران جلوگیری شده است، زیرا چین و ایالات متحده با سرعت ذخایر نفتی خود را مصرف می‌کنند و فشار بر بازار را کاهش می‌دهند. اما هیچکس نمی‌داند که پکن چه مقدار ذخیره در اختیار دارد و ذخیرهٔ استراتژیک نفت ایالات متحده به پایین‌ترین سطح خود از سال ۱۹۸۳ رسیده است.

از ماه مارچ تاکنون، امریکایی‌ها حدود ۱۰۵ میلیون بشکه نفت از ذخایر خود آزاد کرده‌اند. آنان می‌توانند تقریباً همین مقدار دیگر نیز نفت وارد بازار کنند، پیش از آن‌که خطر آسیب رسیدن به مخازن و خطوط انتقال نفت‌شان بیش از حد جدی شود.

در آغاز همین ماه، این ذخیره تقریباً ۳۱۹.۵ میلیون بشکه نفت باقی داشت.

چنانکه انتظار می‌رفت، قیمت نفت خام برنت دوباره در حال افزایش است. اکنون قیمت آن به مرز ۱۰۰ دالر برای هر بشکه نزدیک شده است؛ همان سطحی که معمولاً دونالد ترامپ در آن به شبکهٔ اجتماعی تروث سوشیل می‌رود و ادعا می‌کند که توافق با ایرانی‌ها نزدیک است.

اما این بار او موضع سخت‌تری گرفته است. او گفته است که بمباران ایران را ادامه خواهد داد تا زمانی که تهران با وعدهٔ بازگشایی تنگهٔ هرمز به میز مذاکره بازگردد.

آخرین تهدید او این است که در برابر هر نفتکشی که ایران یا نیروهای وابسته به آن هدف قرار دهند، یک پل یا نیروگاه ایرانی را نابود خواهد کرد. دیگر در خاورمیانه، حکم و چارچوب کنوانسیون ژنو مانند گذشته اجرا نمی‌شود.

کارزار آقای ترامپ برای وادار کردن ایران به تسلیم از راه بمباران، باید پیش از آن‌که بازار نفت به لبهٔ پرتگاه برسد، موفق شود.

در غیر آن صورت، ضربهٔ اقتصادی می‌تواند شانس جمهوری‌خواهان را در انتخابات میان‌دوره‌ای کانگرس در ماه نوامبر از بین ببرد. هیچ مقدار صحبت دربارهٔ تقلب انتخاباتی چین نخواهد توانست مسئولیت این وضعیت را از دوش آنان بردارد.

اما تاریخ جنگ‌ها نشان می‌دهد که کارزارهای بمباران به تنهایی به ندرت باعث می‌شوند یک دشمن شکست را بپذیرد. برای رساندن ایران به موقعیتی واقعاً ناامیدکننده، مقدار بسیار زیادی مهمات و شاید حتی نیروهای زمینی لازم خواهد بود.

این موضوع، در عین حال، به تیک‌تاک ساعت دیگری اشاره می‌کند؛ ساعتی که در حال شمارش معکوس است. امریکایی‌ها در حال تمام شدن پول و موشک‌های خود هستند.

پیت هگست، وزیر جنگ، هنگام درخواست از کانگرس برای آزاد کردن پول بیشتر برای جنگی که تاکنون نزدیک به ۳۸ میلیارد دالر (۲۸ میلیارد پوند) هزینه برداشته است، دربارهٔ «کمبودهای حیاتی» هشدار داد. قانون‌گذاران در برابر درخواست او برای یافتن ۶۷ میلیارد دالر جهت تأمین هزینه‌های جنگ مقاومت نشان می‌دهند.

با این حال، پول همچنان مصرف می‌شود. جت‌های جنگی اف-۱۶ و اف-۳۵ اکنون نیز به میدان عملیات اضافه شده‌اند. طیاره های بیشتر سوخت‌رسان نیز در راه اسرائیل هستند. مهمات دفاع هوایی در واکنش به حملات ایران علیه پایگاه‌های نظامی امریکا در سراسر منطقه، بیشتر کاهش یافته است. جایگزین کردن این تجهیزات سال‌ها زمان خواهد برد.

البته ایران نیز آسیب دیده است. اقتصاد آن از هم پاشیده، توان نظامی‌اش تضعیف شده و ذخایر پهپادها و موشک‌های خودش رو به کاهش است. اگر ایالات متحده بخش‌های گسترده‌ای از تأمین برق ایران را قطع کند، هم عملیات‌های نظامی و هم زندگی عادی مردم بسیار دشوار خواهد شد.

اما زندگی در شرایط تحریم‌ها پیش از این نیز دشوار بوده است. همچنین گزینهٔ جایگزین چندانی وجود ندارد و ظرفیت زیادی برای اعتراض و مخالفت نیز دیده نمی‌شود. بنابراین، احتمالاً می‌توان فرض کرد که آستانهٔ تحمل درد در ایران بالاتر از آستانهٔ تحمل در امریکا است.

با نزدیک شدن پایان زمان، آقای ترامپ یا مجبور خواهد شد عقب‌نشینی کند یا فشار را بیشتر سازد. به نظر می‌رسد ایرانی‌ها تقریباً امیدوارند که او را به سوی یک جنگ زمینی بکشانند.

بریدجنرال اکرمی‌نیا گفت: «عملیات‌های زمینی فرصت‌های زیادی برای آسیب رساندن و وارد کردن تلفات بیشتر به دشمن فراهم می‌کند. اثربخشی و کارآیی ما در این عرصه بدون شک بسیار بالاتر خواهد بود.»

جهان باقیمانده امیدوار خواهد بود که رقابت آقای ترامپ با زمان، یک راه خروج عملی داشته باشد. اما در میان مه جنگ، پیدا کردن چنین راهی دشوار به نظر می‌رسد