بار دیگر قهر طبیعت در تبانی با بیکفایتی، جهل و نگاه غارتگرانه طبقاتی رژیم حاکم، فاجعهای انسانی و مدهش را بر تودههای محروم نورستان تحمیل کرد. سرازیر شدن سیلابهای ناگهانی و مرگبار در اواخر جولای ۲۰۲۶ (سرطان ۱۴۰۵) در شهر پارون، مرکز ولایت کوهستانی و صعبالعبور نورستان و مناطق اطراف آن، بار دیگر ثابت کرد که در زیر سایه حاکمیت فاشیسم مذهبی ، قومی و زبانی خون و جان زحمتکشان ارزانترین کالا است.
بر اساس گزارشهای موثق منابع محلی و تآئید سازمانهای بینالمللی از جمله سازمان ملل متحد ابعاد این تراژدی فراتر از یک حادثه طبیعی معمولی است:
* تلفات جانی: شمار جانباختگان این سیلاب مدهش بر اساس گزارش مردم محل و سخنگوی دبیرکل ملل متحد از ۴۰ تن فراتر رفته و بیش از ۸۵ تن دیگر به شدت زخمی شدهاند. در میان کشتهشدگان، احمد ارهابی، شهردار پارون نیز شامل است.
* ناپدیدشدگان: بیش از ۱۰۰ انسان محروم کماکان در میان آوار، سنگها و گلولای ناپدید هستند و با گذشت زمان، امیدها برای زنده یافتن آنها به صفر نزدیک میشود.
* خسارات هنگفت مالی و زیربنایی: سیلاب بخشهای وسیعی از زیرساختهای عمومی، ۷ خانه مسکونی را به طور کامل، ۲۳ خانه را به طور قسمی، ۷۰ دکان، ۱۱ هوتل و ۴۰ عراده وسایط نقلیه را نابود ساخته است. باشندت گان محل ارزش اولیه خسارات وارده بر بافت فقیر و کوهستانی پارون را بین ۳۵ تا ۴۰ میلیون دالر برآورد کردهاند؛ ضربهای هولناک بر پیکر اقتصاد بومی ولایتی که گردشگری و زراعت ابتدایی، تنها منبع درآمد باشنده گان ستمدیده آن بود ، بلایای طبیعی پدیدههایی مجرد نیست بلکه شدتِ تخریب و میزانِ تلفاتِ آنها مستقیماً با زیربنای اقتصادی و ماهیت طبقاتی روبنای حاکم پیوند دارد. از منظر خط تودهای، فاجعه نورستان محکومیت صریح رژیم وابسته و بوروکراتیک طالبان است:
* جنایت جنگلزدایی و تخریب محیط زیست: کارشناسان به صراحت اعلام کردهاند که یکی از دلایل اصلی شدت یافتن و ناگهانی بودن این سیلابها در نورستان، جنگلزدایی گسترده و قاچاق چوب توسط باندهای نظامی و فئودالهای وابسته به طالبان در سالهای اخیر بوده است. این گروه جاهل با قطع بیرویه درختان برای تأمین منافع مالی خود، قدرت جذب خاک را نابود کرده و کوهستانهای نورستان را به کانون تولید فاجعه علیه خلق تبدیل کرده است.
* بیکفایتی مطلق در امدادرسانی: رژیمی که میلیاردها افغانی ثروت معادن کشور را صرف تجهیز نهادهای استخباراتی، مدارس جهادی، تروریسم دولتی و ساختار آپارتاید جنسیتی میکند، در زمان وقوع فاجعه حتی از اعزام ماشینآلات ابتدایی و وسایل نجات عاجز است. تودههای پابرهنه نورستان ناچارند با دستهای خالی و بدون تجهیزات معیاری، اجساد جگرگوشههای خود را از زیر تختهسنگهای بزرگ بیرون بکشند.
* سیاست گدایی به جای مسئولیتپذیری: رویکرد طالبان پس از فاجعه، صدور بیانیههای بیروحِ تجدید بیعت و دعای خیر و فراخوان به سرمایهداران و نهادهای خارجی برای گدایی بشردوستانه است. این گروه بوژوازی بوروکراتیک، فاجعه را به ابزاری برای جلب تبرعات بینالمللی و تحکیم پایههای مالی خود تبدیل کرده است، در حالی که مسیرهای مواصلاتی پارون مسدود مانده و تودههای زخمی از نبود سرپناه و محرومیتهای صحی رنج میبرند.
پیام تسلیت حلقههای مطالعاتی اخگر و روستاخیز
اعضای حلقه مطالعاتی اخگر و حلقه مطالعاتی رو ستاخیز عمیقترین مراتب تسلیت، همدردی و رزمندگی طبقاتی خود را به فامیلهای داغدیده، دهقانان، دکانداران و زحمتکشان ولایت شریف نورستان ابراز میدارند.
ما غرق شدن طفلان، زنان و کارگران نورستان را در گلولای نه یک قضا و قدر الهی، بلکه ستم مضاعف ساختار بوروکراتیکی بنیاد گرا های حاکم میدانیم که انسان ستمدیده را در برابر تغییرات اقلیمی بیدفاع رها کرده است.
مردم مظلوم نورستان باید بدانند که راه رهایی از فجایع مکرر طبیعی و اجتماعی، نه دلخوش کردن به تسلیتهای ریاکارانه ارگنشینان کابل، بلکه تشکلیافتگی، انباشت آگاهی طبقاتی و درهمشکستن زیربنای جهل، استبداد و فاشیسم مذهبی از طریق انقلاب دموکراتیک نوین است.
یاد قربانیان مظلوم سیلاب نورستان گرامی و صفوف تودهها علیه ستمگران مستحکمتر باد!
با حرمت
حلقات مطالعاتی اخگر و روستاخیز
۲۱ جولای ۲۰۲۶
افغانستان
