دسته: شعر و ادب
-
شعر : از ماست که بر ماست
روزی ز سر سنگ عقابی به هوا خاست وندر طلب طعمه پر و بال بیاراست بر راستی بال نظر کرد و چنین گفت امروز همه روی زمین زیر پر ماست بر اوج چو پرواز کنم از نظر تیز می بینم اگر ذره ای اندر ته دریاست گر بر سر خاشاک یکی پشّه بجنبد جنبیدن آن…
-
روایتی از شب تیرباران:
اطرافیان و نزدیکانم از یادآوری چنین خاطره ها خسته شده اند. هر بار که خواسته ام آنها را در خود دفن کنم تا فضای خانوادگی را مشمئز نسازم، باز یکی آمده و پوست حساس زمان و خاطره ها را خراشیده و آنها را دوباره رو کرده است. تا هوا برای شریک ساختن تراژیدی (زندگی نامه…
-
دلم
جهانی میخواهدبی هیاهوی جنگبی بانگ انفجاربی رنگ خونبر دیوار های شهربی فریاد مادری کهفرزندش رانه به آغوشبلکه در خواب همیشهگیبدرقه میکند دلمآفتابی میخواهدبی غروببی آنکهدر افق حزن خموشپنهان شودآفتابیاز جنسصلح و سکوتکه آرامش رادر نبض زمینجاری نمایدآفتابیکه تا تنگنای تاریک دلهابتابدگل لبخند برویاندگرمایکه دل های منجمد رابیدار کند دلمنوری میخواهدکه از پشت پنجرههای غبار گرفتهسر…
