-
بربادرفته
﮼گفتماگربهاربیایددراینچمن ﮼تارونقحیاتبیارد به روح وتن ﮼گفتماگرسپهربباردزابرخویش ﮼تابشکندطلسمهوایزعهدپیش ﮼گفتماگرهواینفسگیرروزگار ﮼گرددنسيم ﮼بهارانِ ﮼مشكبار ﮼گفتمکهشادمانهسرایمسرود، ﮼بيش ﮼تاگوشاينجهانرسانمدرودخويش ﮼ديدمزمانستادواميدمببادبرفت ﮼امیدچونفسانهٔدلعاشقانهرفت ﮼گفتمكهخلقبهكنجدلشنااميدخزيد ﮼چونكاراينزمانهدگربى «﮼فسانه» ﮼ديد ﮼گفتمکهجبراینزمانهدگرواژگونکند ﮼آنکلبهامكهدربنداشتبىستونكند ﮼گفتماگرزفقر، ﮼زمانگیردامتحان؟ ﮼آزمونفاقگی، ﮼نباشد ﮼ازاینگران ﮼گفتمکهنسلهازدرماندگیبمُرد ﮼وانحسرتِزسفرهپررنگخودبِبُرد ﮼گفتمکههربارکنندسجدهبرزمین ﮼دستشبلند، ﮼بهحكمت « ﮼ياربالعامين» ﮼گفتمكهچارهٔدردتبدستتوست ﮼گردستوپاكنى، ﮼خداهمبهيادتوست ﮼ديگربهكارملكتغافلصلاحنيست ﮼اينرسم ﮼روزگارصلاحِفلاحنيست عبدل » آریا «
-
سرشک غم
﮼گوينددراينخاكدگرلالهنرويد ﮼بلبلبههواىچمنافسانهنگويد ﮼ازابرسيهدلنشودفيضبهارى ﮼كانداغسياهرازدللالهنشويد ﮼رخشقزحازچهرهٔگلزارزمانرفت ﮼پروانهدگرآنرخجانانهنبوید ﮼خشکیدبههرشاخهگلِنسترنما ﮼فرخندهگلىچونسبدىدرچمنما ﮼هرروزصداىجرسقافلهٔمرگ ﮼محملکشدازهردرِهرهموطنما ﮼هرجاهكهنفيرىزدَمسينهبرامد ﮼تكفيرنمودندبهرواياتكهنها ﮼انگاركه اين قومزدينشچوبَدينشد ﮼يادينندانستهبهآئينعجينشد ﮼با «﮼سنگ» ﮼ديانتبنمودندهمهرا «﮼سار » ﮼فرخندههمينجاهستموزارِزمينشد ﮼هرچندبهپاىغمهرقصهگريستيم ﮼يك عمرگريستيمبدانگونهكهزيستيم ﮼عبدل «آریا «
-
صلح ، صلح و باز هم صلح!
صلح بمعنی آشتی، به معنی موافقت ، همپذیری ، صفا و صمیمیت ! آنچه را در صلح مییابیم در جنگ وستزه و خشونت نیست ، صلح در شرایط کنونی درمان درد های کهن و زخم های ناسور مردم مظلوم ماست ، صلح تنها ماندن اسلحه بر زمین برای چند روز نیست ما باید صلح را…
-
آتش غم
مرا ای دوستان تنها گذارید درین خلوتگۀ خاموش غمگین که امشب از فغانم در فلک هم نیابد خواب ره در چشم پروین دلم خواهد بجز از ساغر و می نباشد همدمی د ر محفل من مگر باشد که از خون می ناب بمیرد آتش غم در دل من دلم خواهد که در تنهایی شب بسازم…
-
فرهنگ و هنر
مارکس و مذهب و کشمکش بیپایان بر سر «افیون تودهها» 06.05.2018 دین در فلسفه اجتماعی مارکس جای کمی دارد اما همان اظهارات پراکنده او باعث شده که اهل دین او را فیلسوفی خداستیز بدانند. بسیاری از مؤمنانی که با تعصبی خشمآلود به مارکس حمله میکنند از دیدگاه واقعی او درباره دین خبر ندارند. نیاکان پدری…
-
طنینِ تارهای ترنمِ آزادی!
کارِ من و تو نیست تمکین به قاتلانِ حاکم من و تو که هرگز میوۀ باغِ مردم را ندزدیدهایم من و تو که هرگز درفش بیدادگران را نیفراشتهایم. زلفانت را مبند! بگذار این موجهای سرکش همزبان با نسیمِ کوهستانها طنینِ تارهای ترنمِ آزادی باشند و خوابهای دیرینۀ روسپیانِ محجوب را بیاشوبند. چه سنگین است بارِ…
-
به یاد ستاره های جاویدان !
چهلمین سالگرد جانبازی زندانیان و اعدام سامایی و جنایت اشغالگران روسی و جلادان «خلق و پرچم» امروز ۱۷ سنبلۀ ۱۴۰۱شمسی/ ۰۸ سپتمبر ۲۰۲۲میلادی، درست چهل سال آزگار از آن چهارشنبۀ خونین ۱۷ سنبلۀ ۱۳۶۱شمسی سپری شد. چهل سال تمامی که هر روز آن تا همین اکنون با خون خلق ستمدیدۀ افغانستان و فرزندان آگاه انقلابی…

