-
اعتراض به مفقود کردن اجباری؛ دردسری که ماهرنگ بلوچ آفرید
نويسده: جمشید انصاری در ۲۵ دسامبر، ویدیویی از یک زن جوان در فضای مجازی بهصورت گسترده نشر شد که خواهان همبستهگی جهانی برای جلوگیری از آنچه او نسلکشی مردم بلوچ توسط دولت پاکستان میخواند، شد. آن زمان، او هزاران تن از بلوچهای معترض را با خود به اسلامآباد، پایتخت پاکستان، برده بود تا برای مفقودشدهگان…
-
چرخ خیاطی
نويسنده: معصومه لسانی ریتم منظم چرخیدن چرخهای خیاطی میان گوشهایم طنین میاندازد؛ بلند، دوامدار و منظم. روال همیشگی در جریان است، چرخهای خیاطی همه کار میکنند، کودکی جیغ میکشد، صدای بخار اتو گهگاهی بلند میشود، آواز بلند آهنگ شاد محلی افغانی در فضای بزرگ دورمان پخش میشود و چهرههایی شاد و عبوس از دور درهم…
-
دختری که از فروش باز ماند
نويسنده: صدیقه مسلمپور همهجا مهتاب نور میپاشید و ستارهها برق میزدند. شب ساکت بود، میتوانستیم صدای نفسهای خود را بشنویم. روی حویلی صفهی کلان داشتیم، به نظرم دوچند خانهی ما میآمد، میتوانستیم یککم با فاصله خواب شویم. سقف آن تاک انگور بود، تهی پایه اولیناش باتری که تنها شبهای تابستان میشد در نور آن شکم…
-
دامان وطن
تا بتن جان است دارم شوق دامانت وطن منزل ومأوای من آن کوهســــــارانت وطن عمری شد افتاده ام من دوراز آغوش تو ای فدای آب صافِ چشمه سارانت وطن مثل شه، در مُلک غربت زندگانی میکنم لیک محتاجم به خاکِ آن دیــــارانت وطن همچوجنت هرچه خواهم است مُیَسَــر ولی نیست آندولت که حاصل میکنم زآنت…
-
سفارش میلیاردی امارات متحده عربی و ایالات متحده آمریکا از غول تجهیزات دفاعی سوئدی «ساب»
استکهلمیان – کمپانی «ساب» غول تولید کننده تجهیزات دفاعی سوئدی دو سفارش میلیاری از کشورهای امارات متحده عربی و ایالات متحده آمریکا دریافت کرده است. ارزش سفارش امارات متحده عربی که از سوی نیروی هوایی این کشور به کمپانی «ساب» تسلیم شده ۱۹۰ میلیون دلار معادل ۲ میلیارد کرون اعلام شده است. این سفارش برای…
-
فرزند كوهستان
دروصف ( سيدال سخندان) الااى رهرو جان در كف خلق كه ازما پيش، ترك سر نمودى كه با خون شرافت جوش پاكت ره پيكار ما را تر نمود ى ترا گويم كه كوهستان پا مير سيه پوشيده يكسر در غم تو ترا گويم كه رود مست آمو زند سر را به سنگ از ماتم تو…
-
علی گل «حسنی»
دژخیمان کور مغز یک سرباز متین و عصیانگر دیگر را نیز از ما ربود ! « تو با انگشت خون آلوده مرگت در اين جا فصل نو را باز كردى نواى كهنه ، ديگر بى اثر بود سرود ديگري را ساز كردى…» «داود سرمد» علی گل ، حسنی تخلص میکرد، جوان کاکه و خوش اخلاق بود…

