-
بایدن : سربازان ما توسط شبه نظامیان وابسته به ایران کشته شدند، از همه مسببان حساب بازخواهیم گرفت
در نتیجۀ حملۀ پهپادی شبه نظامیان وابسته به حکومت ایران سه سرباز آمریکایی در پایگاهی در خاک اردن کشته و سی و پنج تن دیگر زخمی شدند. در واکنش، جو بایدن، رئیس جمهوری آمریکا، گفت که این کشور می داند که این حمله توسط شبه نظامیان وابسته به حکومت ایران صورت گرفته و دولت آمریکا…
-
آمریکا در کابوس غزه شریک اسرائیل است!
«برنی سندرز» سناتور ارشد آمریکایی : «برنی سندرز» سناتور ارشد آمریکایی در بیانیهای در رابطه با جنگ غزه عنوان کرده که ایالات متحده آمریکا باید به نتانیاهو بفهماند که حتی یک دلار هم برای حمایت از جنگ غیر انسانی و غیرقانونی وی هزینه نخواهد کرد. فارس؛ به گزارش «گاردین» سندرز در جریان یک موضعگیری انتقاد…
-
چشمهایی که نظارهگر ربودن و زجرکشیدن دخترانند!
نويسنده: بهار پس از روزها، با این ترس و نگرانی که مبادا طالبان به بهانه رعایت نکردن حجاب مورد نظرشان مرا زندانی کنند، از خانه بیرون شدم. با آن که اعضای خانوادهام اجازه بیرون شدن نمیدادند، به دلیل دلتنگی و افسردهگی زیادی که بیشتر از دو سال است آن را تحمل میکنم و زجر میکشم،…
-
اعتراض به مفقود کردن اجباری؛ دردسری که ماهرنگ بلوچ آفرید
نويسده: جمشید انصاری در ۲۵ دسامبر، ویدیویی از یک زن جوان در فضای مجازی بهصورت گسترده نشر شد که خواهان همبستهگی جهانی برای جلوگیری از آنچه او نسلکشی مردم بلوچ توسط دولت پاکستان میخواند، شد. آن زمان، او هزاران تن از بلوچهای معترض را با خود به اسلامآباد، پایتخت پاکستان، برده بود تا برای مفقودشدهگان…
-
چرخ خیاطی
نويسنده: معصومه لسانی ریتم منظم چرخیدن چرخهای خیاطی میان گوشهایم طنین میاندازد؛ بلند، دوامدار و منظم. روال همیشگی در جریان است، چرخهای خیاطی همه کار میکنند، کودکی جیغ میکشد، صدای بخار اتو گهگاهی بلند میشود، آواز بلند آهنگ شاد محلی افغانی در فضای بزرگ دورمان پخش میشود و چهرههایی شاد و عبوس از دور درهم…
-
دختری که از فروش باز ماند
نويسنده: صدیقه مسلمپور همهجا مهتاب نور میپاشید و ستارهها برق میزدند. شب ساکت بود، میتوانستیم صدای نفسهای خود را بشنویم. روی حویلی صفهی کلان داشتیم، به نظرم دوچند خانهی ما میآمد، میتوانستیم یککم با فاصله خواب شویم. سقف آن تاک انگور بود، تهی پایه اولیناش باتری که تنها شبهای تابستان میشد در نور آن شکم…
-
دامان وطن
تا بتن جان است دارم شوق دامانت وطن منزل ومأوای من آن کوهســــــارانت وطن عمری شد افتاده ام من دوراز آغوش تو ای فدای آب صافِ چشمه سارانت وطن مثل شه، در مُلک غربت زندگانی میکنم لیک محتاجم به خاکِ آن دیــــارانت وطن همچوجنت هرچه خواهم است مُیَسَــر ولی نیست آندولت که حاصل میکنم زآنت…

