جبهه مردم افغانستان
(جما)
د افغانستان ولس جبهه
Afghanistan people’s front

فقط چهار قدرت بزرگ وجود دارد

عصر رقابت قدرت‌های بزرگ آغاز شده است—اما همهٔ رقبای بالقوه واقعاً در این سطح قرار نمی‌گیرند.

نویسنده: برندن سیمز، رئیس مرکز ژئوپولیتیک در پوهنتون کمبریج و نویسندهٔ کتاب «بازگشت قدرت‌های بزرگ»

منبع: فارن پالیسی

چهار شنبه ۳ جون ۲۰۲۶ مطابق ۱۳ جوزا ۱۴

در عصر جدید رقابت میان قدرت‌های بزرگ، مهم است که بدانیم چه کسانی واقعاً در این رقابت حضور دارند. اما در طول تاریخ، همیشه تعریف «قدرت بزرگ» آسان‌تر از تعیین مصداق آن بوده است. اختلاف نظر دربارهٔ جایگاه قدرت‌های بزرگ—و به‌ویژه این‌که کدام قدرت «بزرگ‌ترین» است—همواره در نظام بین‌المللی وجود داشته، همانگونه که امروز نیز وجود دارد. هیچ تعریف واحد و مورد توافقی از قدرت بزرگ وجود ندارد و حتی در مورد شمار آن‌ها نیز اجماع دیده نمی‌شود.

با این حال، می‌توان قدرت‌های بزرگ را با مجموعه‌ای از ویژگی‌های مشترک شناسایی کرد. این ویژگی‌ها نشان می‌دهد که امروز فقط چهار قدرت بزرگ در جهان وجود دارد—و این الزاماً همان‌هایی نیستند که انتظارش را دارید.

-ویژگی‌های قدرت‌های بزرگ

قدرت‌های بزرگ، پیش از هر چیز، در رفتار خود مشترک‌اند. آن‌ها همواره انتظار دارند در مسائل اصلی جهانی نقش داشته باشند یا حداقل در تصمیم‌گیری‌ها مورد مشورت قرار گیرند. حضورشان در صحنهٔ جهانی محسوس است و غیبت‌شان خلأ ایجاد می‌کند.

اغلب این کشورها بر حاکمیت مطلق خود تأکید دارند، اما برای کشورهای ضعیف‌تر—به‌ویژه کشورهای نزدیک—حاکمیت محدود را می‌پذیرند. در شرایط بحرانی، این قدرت‌ها حق تغییر رژیم‌هایی را برای خود محفوظ می‌دانند که آن‌ها را تهدید می‌کند، در حالی‌که همین حق را برای دیگران انکار می‌کنند.

گاهی این کشورها ادعا می‌کنند که بالاتر از قوانین بین‌المللی قرار دارند، و گاهی خود را مدافع همان قوانین معرفی می‌کنند. به عبارت دیگر، قدرت‌های بزرگ هم توان «ساختن قواعد» را دارند و هم توان «نقض آن‌ها» را؛ آن‌ها صرفاً پیرو قواعد نیستند، بلکه قواعد را تعیین می‌کنند.

-قدرت نظامی و منابع

آنچه این رفتار را ممکن می‌سازد، ظرفیت‌های برتر آن‌ها در مقایسه با کشورهای متوسط و کوچک است. نخستین عامل، منابع است: آیا این کشور توان نظامی لازم برای تحمیل ارادهٔ خود یا مقاومت در برابر دیگران را دارد؟

اگرچه معیار دقیق برای سنجش قدرت نظامی وجود ندارد، اما میزان هزینهٔ نظامی و کارایی آن، شاخصی نسبی محسوب می‌شود.

همچنین، سلاح هسته‌ای یک عنصر ضروری قدرت بزرگ در جهان امروز است. توانایی تضمین‌شده برای استفاده از سلاح هسته‌ای و ایجاد بازدارندگی، جایگاه ویژه‌ای به یک کشور می‌دهد. به همین دلیل، قدرت‌های بزرگ سرمایه‌گذاری عظیمی در توسعه، نگهداری و حفاظت از این تسلیحات انجام می‌دهند.

اما همهٔ کشورهای دارای سلاح هسته‌ای، قدرت بزرگ محسوب نمی‌شوند—با این حال، هیچ قدرت بزرگی بدون سلاح هسته‌ای وجود ندارد.

-اقتصاد

عامل مهم دیگر، اقتصاد است: آیا کشور توان تحمل فشار رقابت ژئوپولیتیکی و ادامهٔ هزینه‌های سنگین نظامی را دارد؟

معمولاً تولید ناخالص داخلی (GDP) معیار سنجش است، اما شاخص برابری قدرت خرید (PPP) نیز در نظر گرفته می‌شود، زیرا سطح واقعی زندگی و هزینه‌ها را بهتر نشان می‌دهد.

با این حال، موضوع مهمتر این است که این منابع تا چه حد «ملی و قابل اتکا» هستند. اقتصاد در زمان صلح، بحران و جنگ سه وضعیت کاملاً متفاوت دارد. اگر کشوری از طریق تحریم، محاصره یا قطع دسترسی به بازارها و منابع تحت فشار قرار گیرد، توان اقتصادی‌اش به‌سرعت تغییر می‌کند. در این میان، کنترول مسیرهای جهانی تجارت—به‌ویژه خطوط دریایی—نقش اساسی دارد.

-توزیع قدرت نظامی و اقتصادی

از نظر نظامی، در دو دههٔ گذشته قوی‌ترین ارتش جهان ایالات متحده آمریکا بوده است که با فاصله در صدر قرار دارد. پس از آن چین قرار دارد و سپس بریتانیا و روسیه.

از نظر اقتصادی نیز آمریکا و چین در میان پنج یا شش اقتصاد بزرگ جهان قرار دارند. روسیه اگرچه از نظر اقتصادی ضعیف‌تر است، اما به دلیل داشتن یکی از بزرگترین زرادخانه‌های هسته‌ای جهان، در سطح قدرت‌های بزرگ باقی می‌ماند.

-معیار دوم: دامنهٔ نفوذ (Reach)

قدرت بزرگ فقط قدرت نظامی نیست، بلکه میزان نفوذ جهانی نیز اهمیت دارد. آیا این کشور جهانی عمل می‌کند یا فقط منطقه‌ای است؟ آیا توانایی اعزام نیرو در فاصله‌های دور را دارد؟ آیا شبکهٔ پایگاه‌های جهانی دارد؟

آیا می‌تواند در نهادهای بین‌المللی، بازارها، فضا و فضای سایبری تأثیرگذار باشد؟

ایالات متحده در این زمینه با شبکهٔ گستردهٔ پایگاه‌های نظامی در سراسر جهان برجسته است. بریتانیا دیگر مانند گذشته قدرت جهانی نیست، اما هنوز پایگاه‌هایی در نقاط مهم مانند جبل‌الطارق، قبرس و جزایر فالکلند دارد.

روسیه بیشتر بر حوزهٔ نفوذ نزدیک خود تمرکز دارد، هرچند در برخی مناطق مانند افریقا و شرق میانه نفوذش کاهش یافته است. چین نیز با ایجاد پایگاه در جیبوتی و نفوذ در پروژه‌های زیربنایی جهانی، در حال گسترش دامنهٔ حضور خود است.

-معیار سوم: اعتبار و جایگاه

اعتبار یعنی این‌که آیا دیگر کشورها، به‌ویژه قدرت‌های بزرگ، یک کشور را به‌عنوان قدرت بزرگ می‌شناسند یا نه—و همچنین این‌که خود آن کشور تا چه حد خود را قدرت بزرگ می‌داند.

امروز بیشتر کشورها آمریکا و چین را قدرت بزرگ می‌دانند. روسیه نیز به دلیل توان نظامی در این دسته قرار می‌گیرد. جایگاه بریتانیا مورد بحث است، اما بسیاری در اروپا هنوز آن را یک قدرت مهم می‌دانند.

قدرت بزرگ همچنین باید حامل یک نقش فکری یا فرهنگی باشد. برای مثال، بریتانیا و دیگر قدرت‌های غربی خود را مدافع نظم بین‌المللی لیبرال می‌دانند. چین بر «دیپلماسی با ویژگی چینی» تأکید دارد. روسیه خود را مدافع ارزش‌های سنتی در برابر غرب معرفی می‌کند.

-معیار چهارم: تاب‌آوری (Resilience)

تاب‌آوری به این معناست که یک جامعه تا چه حد می‌تواند فشار، شکست و بحران را تحمل کند و دوباره برخیزد.

تاریخ نقش مهمی در این زمینه دارد. برخی قدرت‌ها مانند امپراتوری هابسبورگ نشان داده‌اند که می‌توانند در برابر بحران‌ها دوام بیاورند.

در این میان، بریتانیا و ایالات متحده بیشترین تاب‌آوری تاریخی را داشته‌اند. آن‌ها توانسته‌اند شکست‌های بزرگ—مانند از دست دادن مستعمرات یا جنگ ویتنام—را پشت سر بگذارند و دوباره قدرت بگیرند.

در مقابل، روسیه و چین در شکل کنونی خود قدرت‌ هایی نسبتاً جدیدتر هستند و تجربهٔ بحران‌های سیاسی عمیق‌تری دارند.

-چه کشورهایی قدرت بزرگ نیستند؟

بر اساس این معیارها، برخی کشورها از فهرست قدرت‌های بزرگ حذف می‌شوند.

آلمان و جاپان از نظر اقتصادی مهم‌اند، اما به دلیل نداشتن سلاح هسته‌ای و محدودیت نظامی، قدرت بزرگ محسوب نمی‌شوند.

برازیل و اندونیزیا عمدتاً قدرت‌های منطقه‌ای هستند. هند اگرچه سلاح هسته‌ای و اقتصاد بزرگ دارد، اما نفوذ نظامی جهانی‌اش محدود است.

فرانسه جایگاه پیچیده‌تری دارد: اقتصاد بزرگ و سلاح هسته‌ای مستقل دارد، اما بخشی از حاکمیت خود را به اتحادیهٔ اروپا واگذار کرده است و نفوذش در افریقا نیز کاهش یافته است.

-جمع‌بندی

در نهایت، میزان منابع، دامنهٔ نفوذ، اعتبار و تاب‌آوری میان قدرت‌های بزرگ بسیار متفاوت است. هیچ قدرت بزرگی دقیقاً شبیه دیگری نیست. همین تفاوت‌ها در تاریخ نیز همواره وجود داشته است.

امروز نیز، ایالات متحده و چین از نظر اقتصادی و نظامی بسیار جلوتر از روسیه و بریتانیا هستند، اما هر چهار کشور ویژگی‌هایی دارند که آن‌ها را از سایر بازیگران جهانی متمایز می‌کند.

به همین دلیل، فهرست قدرت‌های بزرگ—هم از نظر شامل شدن و هم حذف شدن برخی کشورها—ممکن است برای برخی غیرمنتظره باشد. اما از دید تاریخی، این ترکیب چندان هم بی‌سابقه نیست و احتمالاً در آینده نیز تا حد زیادی ادامه خواهد یافت.